تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
پسر حاجى محمد جعفر خان خود را باسلاميه مىرساند و دادوبيداد مىكند ، كسى بفريادش نميرسد و گوش نميدهند آخر مىگويند به شجاع نظام اطلاع بدهند . آدمهاى شجاع نظام تيراندازى ميكنند ، حضرات هم كار خود را كرده اشياء مذكور را برداشته ميروند ، حسين مزبور در حياط مىماند او را گرفته باسلاميه مىبرند و آن تفصيل كه اول ذكر شد اتفاق مىافتد . فرق ميانه اين‌دو تقرير در پس‌وپيش بودن ترتيب است و الا اصل مطلب يكى است . . . روز 12 ماه ( رمضان 1326 ق ) حاج محمد جعفر خان حياط را تخليه مىكند و به « قورت ميدانى » سرخاب ميرود . كاظم نايب مشار اليه را برده حبس مىكند كه شما آنجا را خالى كرديد بايد دو هزار تومان بدهيد كه ما هم تفنگچى و مستحفظ بگذاريم ، تا غروب هم محبوس بوده جناب مجتهد ميفرستد و با هزار ليت و لعل مستخلص مىشود . روز 12 ماه از طرف خيابان به سمت قلعه معروف رفته تيراندازى كردند ، چندى قبل هم راه را گرفته و راه اردو را از آن سمت بسته بودند و تردد به اردو را از پاى قلعه رشيديه انداخته بودند ، اما درثانى تفنگچى را برداشته بودند . ليكن راه از قلعه رشيديه بود و باز از دور تيراندازى ميكردند بارى 12 ماه دوباره تا حوالى قلعه ميروند ، شب 13 ماه بالاى قلعه رفته سنگر مىبندند ، از طرف اردو جمعى مأمور بدفع آنها مىشود زدوخورد كرده مأمورين را عقب مىنشانند در ساعت 8 بود كه چندين تير توپ از اردو انداختند و از مسجد « كبود » نيز چهار و پنج تير توپ جواب داد و خيابانيان از جاى خود نجنبيد . 13 ماه از طرف اميره‌قيز باردوى ماكو يورش شد و صداى توپ مىآمد و شهرت دادند كه اردو را تاراندند ، اما هنوز معلوم نكرده‌ام ، درثانى معلوم شد كه اردوى ماكو مغلوب جمعى به « صوفيان » 129 جمعى به اردرى باغ صاحبديوان رفته‌اند . و قريب 70 نفر از آنها مقتول و مقدارى غارت نصيب اميره‌قيزيان شده از اميره‌قيزيان محمد ابراهيم و مير گفتار كه از ناميان بوده‌اند مقتول شده‌اند . 12 ماه جمعى از اهالى شتربان و سرخاب بباغ رفته ( باغ صاحبديوان ) تلگرافى بشاه شكايت كردند و بشاهزاده نيز اعتنائى نكردند و در حقيقت شكايت از شاهزاده بود ، جواب اطمينان كه سواره و توپخانه مىفرستيم رسيده است .