سواره قرهداغ و مرند از داخله شهر حمله كردند و تا همان سنگرهاى قديم كه خراب شده و غير مسكون مانده يعنى كوچههاى اميرهقيز و پشت مقبره سيد ابراهيم رفتند ، خانههاى حاج محمد على يزدى كه در اوايل امر بغارت رفته و در اين نزديكها از جانب شتربانيان بعضى در و پنجره آن را آتش زده بودند باز زير حمله تفنگچيان دولت مانده ، تا آنجا رفتند و شهرت دادند كه انجمن اميرهقيز را گرفتند و آتش زدند و حالآنكه از آنجا تا انجمن محله اميرهقيز چندين كوچه فاصله است . اتفاقا يك نفر گرجى 123 گرجى در ميان اهالى اميرهقيز مقتول شد كه على المشهور بومب مىانداخته است . اهل محله شتربان « * » ريسمان به پاى او بسته و در كوچهها گرداندند . . . و بسرخاب آوردند و خواستند لاشه را به رودخانه بيندازند ، گويا بگوشه انداخته رفتند كه درثانى خاكش كردند . . .
مجملا 28 ماه شهر از چندين طرف تحت هجوم بود و متصل توپ مىانداختند سواره پورتجى از پل قارى هجوم به طرف دروازه خيابان برد در روى پل يكى از بيك زادهها را كشتند و از طرفين تيراندازى شد ، يورتچى فشنگ تمام كرد رفتند از اردو فشنگ بياورند ، بالاخره تفنگچيان ملت آنها را از محل خود حركت داده باز بمحله ششگلان مراجعت دادهاند و قريب 18 نفر مجروح و سه چهار تن مقتول شد .
عزت اللّه خان قرهداغى با صفى از تفنگچى به طرف عالى قاپو شده متصل شيپور زد كه گويا فتح و غلبه كرده و اسباب چائى بردند ، در اين بين تفنگچىهاى ملت كه عمدا خود را عقب كشيده قائم شده بودند يا حقيقة آنجا نبودند در نقاط مشغول جنگ بودند بسروقت رسيده بضرب تفنگ شيون كردند ، سربازى مىگفته است بومب انداختند ، توپچيان ملى خيلى هنر بخرج داده متصل گلوله مىباراندند حتى چند گلوله شرابنل بباغ صاحبديوان رفت و يكى هم توى اصطلخ ( كذا ) جلو عمارت افتاده آخر روز همهء مهاجمين كارى نكرده و مراجعت كردند .
روز 29 ( شعبان 1326 ق ) ابدا از جانب دولتيان هجومى نشد ولى بعد از ظهر
هامش
( * ) يعنى مستبدين