كردند بالاخره رحيم خان فرار كرد و در ارمنستان مىگفتهاند كه 92 نفر از آنها كشته شده در جنگ روبرو تاب مقاومت نياورد و خود را به پناه كوه كشيد و در اين بين توپ از شهر بحضرات بستند و از آنجا نيز فرار دادند .
در اين معركه آقا مير هاشم نيز حضور داشته است .
همين روز 25 ماه از جانب حضرت و الا اعلان و اتمام حجتى بارمنستان فرستاده شد كه بايد اسلحه را تا 48 ساعت تسليم نمايند و تابع دولت بشوند كه آخر مهلت ساعت 12 اول روز پنجشنبه 27 بود .
27 ماه از طرف دولت اقدامى بجنگ نشد و شهرت دادند كه قونسولها خواهش كرده و مهلت خواستهاند « 1 » ولى اين امر دروغ و شهرت بىجا بوده .
در شتربان همهمه و زمزمه كردند و مردم را دعوت كردند كه با هيئت اجتماع و جمعيت بباغ صاحبديوان بروند و در خصوص جنگ بشاه تلگراف بكنند و بنا بوده است كه 28 ماه بروند كه همانروز 27 از باغ خبر جنگ فردا را دادند .
عكس العمل اتمام حجت
روز 28 ( شعبان 1326 ق ) رحيم خان و شجاع نظام از جانب « شتربان » و امير معزز از جانب « مارالان » و نصر الله خان يورتچى از جانب « ششگلان » و قارىكور پى مأمور بجنگ و يورش شدند ، و اتفاقا از هيچ سمت نتوانستند كارى بكنند ، سواره ماكو كه بيرون شهر و پشت رودخانه آجى منزل كرده بودند هجوم به اميرخيز آوردند ولى نتوانستند از رودخانه عبور نمايند .
هامش
( 1 ) در اينجا داستان « واى بر اوروس » تداعى مىشود