و چند تن طفل بيچاره را به آتش انداخته سوزاندهاند . و از مردم استعلام مىكردهاند كه شاه پرست است يا انجمنپرست ؟
قريب ده نفر گفتهاند كه انجمنپرست هستند همه آنها را زبان بريدهاند و پنج نفر را شكمبشكم بسته متفقا بيك توپ بستهاند .
بعد از غلبه بر ساوالان به طرف شهر آمدهاند ، حوالى طلوع آفتاب به پل آجى رسيدهاند و سه توپ كه داشتهاند هركدام را پنج تير به شهر خالى كردهاند صدائى درنيامده سواره اكراد جرئت برداشته جلوريز به طرف شهر آمده باغ معروف بباغ امير را منزل كردهاند و در اين اثناء گلوله توپ از طرف شهريان آمده از بالاى سر سوارهها رد مىشود و سوارى جسارت از طاء ؟ ؟ ؟ گلوله گرفته بهيئت مجتمعه جلو ريز حركت مىكنند كه در اين اثناء توپ ساچمه پر باز شده متصل پشتسرهم توپ ميزنند ، جماعت سواره از هم پاشيده و تلفات كلى داده روبفرار مىگذارند و دو عدد قوپوز ( بمب دستى . م ) نيز بميانشان افتاده صدمه كلى مىزند . و تمام بنه و بار و آذوغه و بعضى اشياء غارتى كه داشتهاند در زمين ميماند 22 صندوق قورخانه نيز از آن جمله بوده است ،
اين تقرير يك نفر از سوارهها بوده كه از اهالى اطراف مرند و بعد از شكست فاحش همه راه را گم كرده فرار كردهاند ، 25 نفر آنها را برهنمايى يك نفر مرندى از بيراهه و كوه به شهر وارد كردهاند .
تقرير طرف اميرهقيز قريب به اين مطلب است كه سواره را اغفال كرده جلو كشيده بعد با توپ شليك كرده فرار دادهاند ، حرف آنها اين بوده كه چهار عراده توپ بوده لولهها مفقود و عرادهاش باقى بوده و تصور مىكردهاند كه شايد لولهها را زير خاك دفن كردهاند يا به نهر انداختهاند : مجملا خسارت فوق العاده به سواره ماكو رسيده فرار كردهاند و چند نفر نيز اسير از ايشان گرفته شده . 121
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١١٣