تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
دكاكين را مىگذراند و شب‌هنگام يك آشوبى راه مىاندازند و در اين ضمن آنچه بايد بكنند ميكنند .

آشوب ادامه دارد :

بارى روز پنجم ماه معلوم شد كه خيابانيان حمله بششگلان آورده تماما ضبط و تا اول بازارچه ششگلان كه حوالى خانه ناظم الدوله 118 است مسلط شده‌اند و در بالاها خانه عبد الله بيك نامى را با خانه شيخ حسن كه از حاميان اسلاميه بوده‌اند ، و عذابشان به آنها ميرسيده غارت كرده آتش زده‌اند . شب نيز همان كوچه‌ها بودند درثانى خودشان عقب كشيدند و از جانب دولت سرباز و تفنگچى گذاشته شد . ششم ماه ( شعبان 1326 ) مطلب مهمى واقع نشد جز اينكه حوالى عصر يك تيراندازى جزئى در بالاى خيابان و حوالى اردو شده و كم‌كم بوسط شهر نيز رسيد و متصل گلوله بود كه مىباريد و توپ از طرفين انداخته مىشد ثابت شد باز صداى توپ نوبر كه از ارك مىاندازند خاموش نشد چند تير خالى كردند و يك هنگامه غريبى بود . هشتم ماه در خانه اقبال لشگر ، من و آقا سيد كاظم خلخالى با آقايان انجمن ملاقاتى كرديم بلكه صحبتى از صلح بشود ، معلوم شد كه طرف صبح شاهزاده آدم خود را با نايب قونسول انگليس به خانه وهاب آقا فرستاده و آنجا مذاكرات طولانى كرده‌اند و قرار شده كه جمعى بروند و از شاهزاده ديدن نمايند و حضورا مذاكرات بكنند . آقا سيد كاظم و من نيز آنچه مقدور بود گفتيم و معلوم شد كه اصلاح‌پذير نيست و ملت براى تفانى حاضر است 900000 ماه شعبان وقت عصر باز از طرف شتربان صداى تفنگ بلند شد ، حوالى غروب غرش توپ نيز به آن پيوند شد و شب 10 ماه يك صداتى از توپ و تفنگ بهم مختلط شده داد تيراندازى را دادند و از جانب نوبر و از جانب شتربان چند توپ همان اول شب يعنى حوالى دو از شب رفته انداخته شد .