دهم ماه تيمچه خرازيان را معروف شد غارت كردهاند هجوم از جانب شتربانيها بود .
نايب قونسول انگليس بميان افتاده ميخواست جمعى از اعضاء انجمن را بحضور ببرد كاغذ رسمى نوشته امنيت 119 خواست و موضوع غارت تيمچه خرازيان را بشدت پورتست كرد كه من حرف صلح ميزنم و شتربانيان غارت مىكنند و ثابت نمود كه اقدام از جانب شتربانيان بوده .
سهشنبه 11 ماه آقا نام معروف به مهتر كه قديما جيببر و دزد سرراهى و بعد از واقعهء « ايتخليل » معروفيتى بهم رسانده و در اين ايام اغتشاش جزو داوطلبان سرخاب بود .
( طرف استبداد - م ) به خانه رفيع الدوله ميرود و از نوكرهاى او مطالبه چرخ خياطى كه بغارت آورده بوده مىكند و ميخواهد كه باندرون داخل شود . نوكر رفيع الدوله با گلوله مىزند و مىكشد .
و همين روز از جانب حضرت و الا جمعى بجانب ملت فرستاده شد كه از آن جمله بود منتصر الدوله 120 و معاون الاياله و . . . در خيابان در مسجدى جمع شده ميرزا حسين واعظ خطبهاى ميخواند و مردم را بگريه مىآورد و شور بلند مىشود و آخر كلام مقصود ملت را حالى مىنمايد يك نفر از ميان مردم بلند مىشود و مىگويد مظفر الدين شاه دو ارث گذاشته : يكى سلطنت و ديگرى مشروطه هردو باهم هستند اگر مشروطه رد شود ديگرى هم رد خواهد شد و صريح مىگويند كه دولت مشروطه را اجرا نمايد و حاكم ما قانونى باشد . . . بعد از صرف ناهار در خانه آقا مير هاشم خباز ، هيئت حكومت را به سر بازارچه خيابان و ساير امكنه غارتشدهء آتش گرفته مىبرند .
12 ماه جمعى از تجار و كسبه سرخاب نزد شاهزاده رفته در خصوص بازار پاره مذاكرات كردند كه اموال ما در دست غارتيان مانده 13 ماه شهرت شد كه سواره ماكو وارد شهر مىشود .
14 ماه اول روز از جانب اميرهقيز بناى شليك گذاشته شد و معلوم گرديد كه با
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١١١