تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
مفروش ( : فرش كرده شده ) 115 مفروغ ( : پرداخته ، انجام ؛ مفروغ عنه يعنى انجام شده ) 62 مفقود الخبر ( : كسى كه خبرى از او در دست نباشد ) 172 مقالات ( : گفتنىها ، سخن‌ها ، گفتگوها ) 40 ، 67 ، 99 ، 124 مقام شهناز ( : يكى از آهنگهاى موسيقى ايرانى و آن با " زير افكند " و " بزرگ " مناسب است ؛ گوشه‌اى از شور ) 174 مقرب الخاقان ( : نزديك شاه ؛ در دورهء صفويه و قاجاريان به رجال دولت و نزديكان دربار اطلاق ميشد ) 66 ، 145 مقرب الحضرت ( : كسى كه مقرب آستان شاه باشد . . . ) 196 ، 200 مقرى ( - قارى ) 134 مقررا ( : از اصطلاحات علم سياق است ؛ اگر در ميزان مقرره مشهوره غلطى رفتى محو كردن آن غلط است بلكه متعارف است كه در پهلوى آن از طرف چپ كلمه مقررا به اين صورت " مر " مىنويسند . . . ) 15 مقصّرى ( : جريمه گرفتن بخاطر تقصير و يا اهمال در كارى ) 195 مكارى ( : آن كسى كه خر و اسب و شتر و جز آنها را كرايه دهد ) 123 مكره طبع ( : ناخوش طبع ) 133 مكلل ( : تاج بر سر نهاده ، زيور داده ) 45 مكمل تكبّر ( : كامل كننده تكبّر ) 190 ملّا ، 39 ، 141 ملاباشى ( : رئيس ملايان ، ملايى كه در دربار پادشاهان امر تدريس شاه يا شاهزادگان را در عهده دارد ) 37 ، 44 ملازم ( : خدمتكار ، مواظب ) 48 ، 71 ، 77 ، 95 ملازمت ، 43 ملاقات ، 99 ، 124 ملبوس ، 66 ، 123 ، 176 ملبوس ابريشم ، 43 ملجأ ( جاى پناه ) 190 ملفوفه ( : ظاهرا مقصود نامه و و مكتوب است ) 187 ملوكانه ، 70