190
مسرودى 134
مسروقه 132 ، 145
مسلوب الاختيار 47
مسمّى ( غذا ) 41
مسند 181
مسهل ، 100 ، 146
مشار اليه ( : كسى كه به دو اشاره شده ) 84 ، 99 ، 118
مشاع ( : زمين يا جز آنكه ملك مشترك چند تن باشد و حصههاى آنان تقسيم نشده باشد ) 116
مشترىآسا ، 44
مشجّر ( رخت زنانه ؛ جامهء منقّش به شاخ و برگ ) 194
مشدّد تبختر ( : استوار شدهء خودبينى ) 190
مشعل ، 60 ، 134
مشق شيطنت ( : تمرين شيطان بودن ، تمرين شرارت ) 122
مشير ( : مشورت كننده ، راى زننده ) 119
مصالحه ، 94
مصحوب ( : همراه ) 37 ، 65 ، 67
مصقول ( : صيقل زده ) 162
مصلّى ( : محل نماز ، جايى كه مردم در عيد فطر و قربان در آن نماز گزارند ) 135
مصيبت عظمى ، 134
مطرب ، 108 ، 116
مطلع آفتاب ، 41 ، 67 ، 203
مطلع صبح ، 72
مطلق العنان ( : افسار گسيخته و رها و آزاد ) 118
مطمح نظر ( : موردنظر ) 119
مطموره ( : محلّى در زير زمين كه در آن مواد غذايى را پنهان كنند ، نهانخانه ) 74
مظلمه ( : ستمى كه بر كسى وارد شود ، آنچه به ستم از كسى گيرند ، دادخواهى ) 163
معاجين ( : جمع معجون ؛ دارويى مركب از چند دوا كه باهم مخلوط كرده باشند ) 134
معاندين ( : دشمنان ) 103 ، 179
معانى ( علم ) 124
معبلهء ( : تير پهن و بلند ) 95
معتكف ( : گوشهنشين ، گوشهگير ،
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٧٣