تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
190 مسرودى 134 مسروقه 132 ، 145 مسلوب الاختيار 47 مسمّى ( غذا ) 41 مسند 181 مسهل ، 100 ، 146 مشار اليه ( : كسى كه به دو اشاره شده ) 84 ، 99 ، 118 مشاع ( : زمين يا جز آن‌كه ملك مشترك چند تن باشد و حصه‌هاى آنان تقسيم نشده باشد ) 116 مشترىآسا ، 44 مشجّر ( رخت زنانه ؛ جامهء منقّش به شاخ و برگ ) 194 مشدّد تبختر ( : استوار شدهء خودبينى ) 190 مشعل ، 60 ، 134 مشق شيطنت ( : تمرين شيطان بودن ، تمرين شرارت ) 122 مشير ( : مشورت كننده ، راى زننده ) 119 مصالحه ، 94 مصحوب ( : همراه ) 37 ، 65 ، 67 مصقول ( : صيقل زده ) 162 مصلّى ( : محل نماز ، جايى كه مردم در عيد فطر و قربان در آن نماز گزارند ) 135 مصيبت عظمى ، 134 مطرب ، 108 ، 116 مطلع آفتاب ، 41 ، 67 ، 203 مطلع صبح ، 72 مطلق العنان ( : افسار گسيخته و رها و آزاد ) 118 مطمح نظر ( : موردنظر ) 119 مطموره ( : محلّى در زير زمين كه در آن مواد غذايى را پنهان كنند ، نهانخانه ) 74 مظلمه ( : ستمى كه بر كسى وارد شود ، آنچه به ستم از كسى گيرند ، دادخواهى ) 163 معاجين ( : جمع معجون ؛ دارويى مركب از چند دوا كه باهم مخلوط كرده باشند ) 134 معاندين ( : دشمنان ) 103 ، 179 معانى ( علم ) 124 معبلهء ( : تير پهن و بلند ) 95 معتكف ( : گوشه‌نشين ، گوشه‌گير ،