كه سرش به ميانهء قليان است و ته آن در آب قليان قرار دارد و دود تنباكو به وسيلهء آن ميان آب عبور كند و به دهان قليانكش رسد ) 133
ميلاميل ( : پىدرپى ) 62
نااهلى ، 126
نابض شر ( : برانگيزانندهء شر ) 95
نابلد ( : ناآشنا ) 122
ناتمامى ( : كيفيت ناتمام ؛ غير كامل ) 128 ، 157 ، 186
ناتميزى ( : ناپاكى ، پليدى ) 182
ناحيه 14 ، 86
ناخدمتى كردن ( : حق خدمت بجا نياوردن ، كوتاهى كردن ) 177
ناخن اسلحه ( : كنايه از ناخن دست ) 176
ناخن انداختن ( : چيزى را از كسى با اصرار و خواهش و تمنّا گرفتن ) 72
ناخن خبرت ( : كنايه از داشتن تجربه و خبرگى در كار ) 49
ناخوشى ، 101
نادانكارى ، 75
نارون ، 112 ، 135
ناظر ، 85 ، 113
ناقص العين ( : نابينا ، كور ) 176
ناكل ، ناكله ( : روگردان ، خوددارى ؛ پشيمان شدن از كارى را نكول گويند ) 129
نامسمّى ( : اسمى كه مفهوم لغوى آن با دارندهء اسم تطبيق نكند ) 185
نان دستپزى ، 89
نان ساج دورو ، 112
نان قديم خود را داشتن 12
نايب 44 ، 102 ، 176
نايب الحكومه ( : در اينجا مقصود كسى است كه به نيابت از طرف حاكم شهرى را اداره كند ، بخشدار ) 135
نايرهء نار ( : گرمى آتش ) 198
نباح ( : آواز گرفته هدهد به سبب پيرى ، هجا گفتن شاعر ، آواز سگ ) 96
بنانگير ( : انگشت به دهان ماندن )
نحاس روى اندود ( : مسى كه با فلزّ تركيب شده است ) 109
نحوست سيزده سال ، 101
نخودى مذهب ( : كسى كه در كار هر كس دخالت مىكند ، در هر امرى دخالت مىكند ) 202
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٧٨