تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
كه سرش به ميانهء قليان است و ته آن در آب قليان قرار دارد و دود تنباكو به وسيلهء آن ميان آب عبور كند و به دهان قليان‌كش رسد ) 133 ميلاميل ( : پىدرپى ) 62 نااهلى ، 126 نابض شر ( : برانگيزانندهء شر ) 95 نابلد ( : ناآشنا ) 122 ناتمامى ( : كيفيت ناتمام ؛ غير كامل ) 128 ، 157 ، 186 ناتميزى ( : ناپاكى ، پليدى ) 182 ناحيه 14 ، 86 ناخدمتى كردن ( : حق خدمت بجا نياوردن ، كوتاهى كردن ) 177 ناخن اسلحه ( : كنايه از ناخن دست ) 176 ناخن انداختن ( : چيزى را از كسى با اصرار و خواهش و تمنّا گرفتن ) 72 ناخن خبرت ( : كنايه از داشتن تجربه و خبرگى در كار ) 49 ناخوشى ، 101 نادان‌كارى ، 75 نارون ، 112 ، 135 ناظر ، 85 ، 113 ناقص العين ( : نابينا ، كور ) 176 ناكل ، ناكله ( : روگردان ، خوددارى ؛ پشيمان شدن از كارى را نكول گويند ) 129 نامسمّى ( : اسمى كه مفهوم لغوى آن با دارندهء اسم تطبيق نكند ) 185 نان دست‌پزى ، 89 نان ساج دورو ، 112 نان قديم خود را داشتن 12 نايب 44 ، 102 ، 176 نايب الحكومه ( : در اينجا مقصود كسى است كه به نيابت از طرف حاكم شهرى را اداره كند ، بخشدار ) 135 نايرهء نار ( : گرمى آتش ) 198 نباح ( : آواز گرفته هدهد به سبب پيرى ، هجا گفتن شاعر ، آواز سگ ) 96 بنان‌گير ( : انگشت به دهان ماندن ) نحاس روى اندود ( : مسى كه با فلزّ تركيب شده است ) 109 نحوست سيزده سال ، 101 نخودى مذهب ( : كسى كه در كار هر كس دخالت مىكند ، در هر امرى دخالت مىكند ) 202
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 378 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى