تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
داشت ) 47 ، 163 مراوده ( : رفت و آمد داشتن با كسى ، دوستى . . . ) 175 مرتهن ( : چيزى كه به گرو گرفته شده ) 190 مرجمك ( : عدس ) 158 ، 159 مردار ( : جسد مرده جانور مرده ؛ كنايه از مال و منال و خواستهء دنيوى ) 99 مردم‌آزارى ، 86 مردنگى ( : استوانه‌اى است بلورين و خمره مانند سر و ته باز كه در شبهاى بادى شمع و چراغ و لاله را ميان آن مىگذاشته‌اند كه وزش باد آنها را كور نكند ) 137 ، 199 مرده ( : جمع مارد ، به معنى سركشان و متمردان ) 194 مرده رنگ ( : كم‌رنگ ، كم‌اهميّت ) 194 مرده لگد انداختن ( : اصطلاحا كوشش بىنتيجه ) 111 مرسوله ( : مؤنث مرسول ؛ فرستاده شده ) 126 مرغّبات ( : جمع مرغّبه ؛ تشويق‌ها ، ترغيب‌ها ) 135 مرغ روح ( : كنايه از روح ، روان ) 63 مركّب بيرنگ 190 مركب بادپا ( : مركبى كه چون باد راه رود ) 50 مرهون ( : در رهن بودن ) 143 مزاج مستقيم ( : كنايه از حالات متعادل شخص است ) 186 مزرعه ، 86 مزرعهء دل ، 149 مژدهء ورود ( : خبر خوش آمدن كسى ) 104 مس ، 69 مساعده ، مساعده سال نو ) 79 ، 99 مساعى جميل ( : كوششهاى بسيار ، كوششهاى نيكو ) ، 86 ، 187 مستأجر ، 115 مستخلص ، 174 مستعجلا ( : با عجله ، فورا ) 144 مستمال كردن ( : استمالت كردن ، راضى كردن ) 120 ، 126 مستمرى 59 ، 79 ، 95 مستوفيان 48 مستهجن ( : زشت ) 150 مسجون ( : زندانى ، محبوس ) 112 مسدّد تصوّر ( : محكم كنندهء ذهنيات )