تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
فرو نهاده شده و اصطلاحا آنچه از ابواب حساب كه از جمع بيرون كرده باشند ) 47 ، 48 ، 63 ، 108 ، 113 ، 132 ، 202 موضوعه ، 13 ، 15 موقوفه ، 126 موكب اعليحضرت ظل اللهى ، 196 موكب قبلهء عالم ، 190 موكبهء فروغ السلطنة ، 198 موكب همايون ، 191 مهر اسب زنى ( : آلتى از فلز با نشان معيّن كه بوسيلهء آن اسبها را علامت مىگذارند يا به اصطلاح داغ مىكنند ) 156 مهر ثبتى ، 150 مهمان‌پذيرى ، 81 ، 116 مهمان‌دار ، 73 مهمان‌دارى ، 115 مهمان‌نوازى ، 107 ، 118 ، 120 مهموم ( : گرفته ، اندوهگين ) 124 مهميز ( : آلتى فلزّى كه بر پاشنهء چكمه وصل كنند و بوسيلهء آن اسب را به حركت درآورند ) 82 ، 110 ميان‌دارى ( : رهبرى ، ادارهء گروهى در مجلس ) 184 ميانه‌روى ، 184 ميانه‌گزين ، 43 ميدان ( : مسافت 3 / 1 ميل و 9 / 1 يك فرسخ ) 188 ميرآخور ( : رئيس پرستاران ستور ، به ويژه اسب و متصدى خدمات و امور مربوط به اصطبلهاى حكومتى اطلاق مىشده است ) 194 ميراب ( : كسى كه متصدى تقسيم آب مشترك است و آب را به مزارع و . . . رساند ) 132 ميراث ، 106 ميرپنج ( : امير و فرمانده واحدى در حدود پنج هزار تن و او بالاتر از " مين باشى " بود ) 71 ، 95 ميرپنجه‌گرى 71 ميزاب ( : ناودان ) 132 ميزان كار ، 93 ميش زايج ( : ميش آبستن ) 161 ميل ابلق ( : ميله‌اى ميان‌تهى در كلاه ( نظاميان ) كه در آن پر مىگذاشتند ) 202 ميلاب قليان ( : ميله‌اى چوبين و مجوف