فرو نهاده شده و اصطلاحا آنچه از ابواب حساب كه از جمع بيرون كرده باشند ) 47 ، 48 ، 63 ، 108 ، 113 ، 132 ، 202
موضوعه ، 13 ، 15
موقوفه ، 126
موكب اعليحضرت ظل اللهى ، 196
موكب قبلهء عالم ، 190
موكبهء فروغ السلطنة ، 198
موكب همايون ، 191
مهر اسب زنى ( : آلتى از فلز با نشان معيّن كه بوسيلهء آن اسبها را علامت مىگذارند يا به اصطلاح داغ مىكنند ) 156
مهر ثبتى ، 150
مهمانپذيرى ، 81 ، 116
مهماندار ، 73
مهماندارى ، 115
مهماننوازى ، 107 ، 118 ، 120
مهموم ( : گرفته ، اندوهگين ) 124
مهميز ( : آلتى فلزّى كه بر پاشنهء چكمه وصل كنند و بوسيلهء آن اسب را به حركت درآورند ) 82 ، 110
مياندارى ( : رهبرى ، ادارهء گروهى در مجلس ) 184
ميانهروى ، 184
ميانهگزين ، 43
ميدان ( : مسافت 3 / 1 ميل و 9 / 1 يك فرسخ ) 188
ميرآخور ( : رئيس پرستاران ستور ، به ويژه اسب و متصدى خدمات و امور مربوط به اصطبلهاى حكومتى اطلاق مىشده است ) 194
ميراب ( : كسى كه متصدى تقسيم آب مشترك است و آب را به مزارع و . . . رساند ) 132
ميراث ، 106
ميرپنج ( : امير و فرمانده واحدى در حدود پنج هزار تن و او بالاتر از " مين باشى " بود ) 71 ، 95
ميرپنجهگرى 71
ميزاب ( : ناودان ) 132
ميزان كار ، 93
ميش زايج ( : ميش آبستن ) 161
ميل ابلق ( : ميلهاى ميانتهى در كلاه ( نظاميان ) كه در آن پر مىگذاشتند ) 202
ميلاب قليان ( : ميلهاى چوبين و مجوف
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٧٧