تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
مانند قلم كه شكم او را چاك بزنند حرف زن‌تر مىشود ، 89 مانند كسى كه رگ قيفال او را زده باشند 94 مانند كوفى خلاف ورزيدن ، 93 مانند گنجشگ رميدن ، 99 مانند كاف از سركشى خنجر به دست نگرفتن ، 13 مانند كبك دويدن ، 179 مانند گبر كبر ورزيدن ، 172 مانند گوسفند بهار به كوهسار وحشت رفتن ، 103 مانند لپهء نخود از ترس دل دو نيم شدن ، 202 مانند مار سر كوفته به خود پيچيدن ، 95 مانند مشعل افروخته سوختن ، 60 ، 134 مانند يخ ميزاب خشك شدن ، 132 مايخلف ( : ما ترك ) 124 ، 197 مباحثه 45 مباركباد 157 مباشر ( : عامل ، كسى كه بهرهء مالكانه را وصول مىكند ) 65 ، 99 ، 123 مباشر خالصجات ، 99 مبرم ( : محكم ، استوار ، ) 111 مبسوط اليد ( : دست گشاده ، گشاده دست ) 10 متدين ، 191 متغلغل ( : آشفته حال ، برافروختگى ) 84 متفرق ( : اصطلاحا افراد غير بومى كه بطور موقت و يا فصلى در محلى كشاورزى مىكنند ) 39 متفرقهء محل ( ساكنان غير دائمى و غير بومى محل ) 107 ، 121 ، 155 متفق العهد ( : هم‌پيمان ) 72 متكلمات ، 88 متمسّك ( : چنگ در زننده ، گيرنده ، متشبت ) 111 متوجهات ، متوجهى ( : مالياتى كه علاوه بر مقدار اصلى مقرر ، وصول مىشد ) 48 ، 103 ، 122 ، 187 ، 189 متوقف ( : اصطلاحا به افراد غير بومى كه در محلى ساكن شده‌اند و كشاورزى مىكنند ، گفته مىشود ) 39 متولّى ( : در اينجا مقصود سرپرست