تحميق او غرق شده ، احمقانه به طلب ميرزا نصير فرستاده كه نوروز قاصد را بده .
گفته بود كاغذى آورد و مراجعت كرد .
خلاصه حقير كه از مضامين مكتوب ملالت اسلوب ميرزا نصير كه سبك سبك او در نوشتجات بلكه تكلمات و تلفظات از شآمت و شاعت در هر ساعت خبر مىداد مطلع شده ، فورا سوار شده ، از اردوى سپهسالار كه در برابر قصر نيم فرسخ فاصله داشت افتاده بود به دور قصر كه اردوى شاهى و موكب اعليحضرت ظل اللهى بود ، به چادر رضا قلى خان نايب ديوانخانهء مباركه رفته ، از مضمون شكست نمون مطلع شدند . باهم خدمت مقرب الحضرت العليه العاليه معتمد الدوله رسيده ، گزارش را معروض داشت كه محمد على خان در ركاب نصرت انتساب ، معاندين او محرك و اموال او را قريب ششصد تومان بموجب اين تفصيل به سرقت بردهاند و معزى اليه متعلق به من ، در حقيقت اموال مرا بردهاند . معتمد الدوله فرمودند كه اموال ترا نبردهاند ، بلكه اموال مرا بردهاند . فورا در نيم ورقى عرايض ثبت كرده كه الساعه به شاه عرض مىكنم ، به سلام رفته ، عرض حكم محكم صادر شد كه محصلى برود و از حاكم بلا عذر مطالبه دارد .
بعد از آنكه جناب معتمد به خاكپاى همايون بيغرض عرض كرد ، حكم بر صدور احكام به حاكم قزوين شد . چند نفر از دوستان حسب المشورة چنين ايراد كردند كه چون امر امر سپاهى است بهتر آنست كه مراتب به سپهسالار عرض شود . اگر او به ديوانخانه مباركه مرجوع داشت فهو المراد و الا خود حكم صريح كرد نعم المطلوب .
از منزل عاليجاه رضا قلى خان مراجعت كرده ، گزارش را عرض كرده و راه ايراد عاليجاه محمد رحيم خان بسته ، محوّل به ميرزا جعفر پيشخدمت فرمودند كه در چادر عاليجاه ميرزا كلبعلى منشىباشى قزوينى نشسته ، تعليقهاى به حاجى حسنخان صادر و محصلى مشخص و اسم مرتكبين و محركين را معين نمايند .
چون ميرزا كلبعلى معين حقير بود ، تعليقه را برحسب دلخواه مسطور كه سطور او ارسطو را تعليم مىداد نوشتند كه مرتكبين فتح الله خان اخوى و محمد آقا بتوسط
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٩٦