تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
به جهت حاجى حسنخان قاجار گرفته ، مجددا جريده به رودبار فرستاده كه اطاعت به قول عاليجاه ميرزا نصير نكرده ، اينك پانصد تومان پيشكش نقد در كيسه موجود و فردا خيال تحويل دادن است . معاندين هم به حبال اطمينان او هر يك به اهالى جبال رودبار نوشته‌اند . از اين طرف آقا حسينعلى و آقا قربان و امامويردى بيك و ميرزا ربيع ايستاده كه كدخدايان نواحى رودبار ما هستيم ، آنها خارج اين شغل و عملند . ما شاهزاده را نمىخواهيم و طاقت رفتار او را نداريم كه پسرهاى كبك رفتار او هر روز به گفتار تلخ بيمزگيها كنند و شورشى برپا دارند و كبوتر خيالشان هر روز در محلى بال‌افشان و ترشروئى را شعار خود سازند ، آب شيرين را بر ما ناگوار و اين كار بر ما دشوار و ناگوار است . همان ميرزا نصير كه يك ماه است مداخله كرده با تعليقه و بروات و احكام مطاعه رفته بر ما مطاع است . چون از وضع شهر اطلاعى بهمرسيد و از خدماتى كه به محمد كريم خان كرده بودم به عكس از گفتار آن كفتار خصلت مذكور ساخت ، صبح زود به درب خانه رفته ، سرتيپ نيز به قاعدهء متعارف پيش آمده ، گفتگو به همه طرف از تشر و صلح گفته شد . سركردگان نيز در ميانه ميانجى و ميانه‌روى و ميان‌دارى كرده ، قرار به مجلس ديگر شد . از آنجا شب به خانه عاليجاه ميرزا نصير موعد ، جناب شيخ صالح و كدخدايان جمع آمده ، رقعه‌اى به سركار حاجى حسنخان كه شعور چندان نداشت و صمغ عربى را از گلنار فارسى فرق نمىكرد و درمنهء تركى [ را با ] ماست كردى قياس مىنمود ، نقطه مقابل حاجى حسنعلى خان خوئى واقع شده ، محل افراط و تفريط همين دو نفر بودند ، نوشته شد . چون حاجى حسنخان به آن بدخوئى آن شب مهمان ملك التجار بود ، ملك مزبور و عاليجاه آقا محمد كريم - برادرش - نيز از جمله حاميهاى ميرزا نصير و ما بودند . كار به موقع واقع شده ، در جواب صراحة چو آب نوشتند كه ابدا رغبت به نواب سلطان ابراهيم ميرزا نداريم و رعيّت فقير رودبار را نخواهيم به دست ظالم داد . قرار داده‌ايم به جهت
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 184 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى