تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
اخوى با علمها و اجماع و يقه‌هاى چاك ، خاك بر سركنان و موىكنان و مويه‌كنان وارد ، بعد آقا محمد ابراهيم نايب و جناب شيخ صالح و نواب سلطان ابراهيم ميرزا و شاهزادگان اقدام و نطع مصيبت در اوطاق سه درى بيرون از شدت سرما شده ، بر سرما وقعه محشر گذشت . از نواحى رودبار همه‌جا جمعيت و شالهاى مشكى عزا در گردن و سنج و كرنا خصوص اهالى رشگين‌پره و ميرزا ربيع از اين مصيبت آب از ديده‌ها ريخته ، آتش در جگر حقير زدند و خاك سرعمارت بوى عزا گرفته ، در و ديوار شريك آه و ناله كه همچو خواهر مهربانى به باد فنا رفت . پس از ده روز مخارجها شده ، با وجود برداشتن شصت پاره و بستن يقه‌ها آمدوشد متروك نبود ، در بيت الاحزانى منزوى ، مخارج از شصت تومان متجاوز شد . بلافاصله [ با ] ملا مطلب مرحوم ، باز اجماع و اجلاس كلى شده ، سردى هوا نمونهء زمهرير ، نعش همشيره را اينجانب صلاح دانستم كه در شاهزاده عبد العظيم عليه السلام در جوار قبر مرحومان ابوى و اخوى برده ، آمدوشد اولاد خودش و برادران بسيار مىشد لامحاله بالمره از نظر محو نشود . ولى امانت گذاشتند ، در حجره‌اى از حجرات هجرآساى هجرزداى شاهزاده حسين ( ع ) تا هوا ملايم شود . در روز هفتم تعزيت همشيره ، ميرزا محمد على خان همشيره‌زاده از طهران به قزوين آمده ، بىآنكه معذرتى از عاليجاه ميرزا نصير و والده حسينعلى بخواهد ، چند نفر از اهالى محلهء آخوند را برداشته ، به حمام رفته سر تراشيدند ، در ظهر آن پيغام به جهت والدهء حسينعلى فرستاده كه بنويس محمد على خان دايى به شهر بيايد . اولا گفتگوى املاك مادرى مرا طى كند و ثانى دختر مرحوم آقا سيد قوام را به جهت من به حبالهء نكاح برآورد . معلوم شد همشيره كوچ آقا سيد قوام فوت اين خواهر عزيز را كان لم يكن انگاشته و خاك بر چشم بصيرت خود انباشته و تخم عناد را در مزرعه دل از روى جهل و جهالت كاشته ، ميرزا محمد على خان را فريب ، قريب به ده روز حواس جمع داشته ، شرحى به حقير تصريحا قبل از اظهار سرسلامتى نگاشته و اين
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 149 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى