همانطور از نظر وزير گذشته كه اسم ايلات مشهور به بربرى در مراجعت شده بود و اسمشان نوكر شاه و دماغشان از برهنگى مثل خرطوم فيل نك كشيده بود ، به مشورت سرجوقگان قرار اسب ايشان شود . قرار اينطور شد كه اسب را به دوازده تومان بخرند . يك ثلث ايل حمايت به نوكر جوقهء خودش كند تا از شكستگى برهاند و يك ثلث نوكر راه بيندازد . اعم از اينكه گاو و گوسفند بفروشد و يا قرض كند تا نسخ پيادگى از خود نمايد و يك ثلث را سركرده مساعده بدهد .
بعلاوهء اسباب و ملبوس يك طغرا تمسك بگيرد تا سر مواجب بردارد ، به اين سياق بار بار شود . جداجدا اين جماعت كوفى و سربرهنه را آورده ، از سر كلاه دورو و از پا چكمه و از بدن كيسه كمر و از گردن شاخ دهنه ، بدون دبّه دبّهها را قطار و قباها را در انبار ، هريك به اندازهء خود جدا نموده ، شلوار پوشيده ، هريك چون جوان يل شدند و زين يراقهاى ايشان كه دهه به دهه بعضى كه داشتند ، پياده به دوش گرفته ، قلتاق نمونهاى از عهد نادر و تكلتو چون باقراچادر متوسل بود ، از گلدوزى آثار نداشت ، قجرى ايشان از به دو دولت قاجاريه بنا شده ولى بىريشگى اسباب ريشخند ، ريشهشان از بىآبى مواجب خشكيده از دعا باقى اسمى شنيده بودند و در دوكان علاقهبند ديده بودند . از ركاب و دهنه مشعر شدند كه آهن مستعمل نمىشود چرا نداريم متعذر بر آنكه موش خورده ، جمعى تصديق كردند كه موش را لقمههاى آهن است همچو فالوده و راحت الحلقوم ، آنها را نيز پرداخته ، وجه اسب را از قرار تثليث مذكور حواله داده ، تا عيد نوروز سواره مكمل حاضر شوند . از براى ديدن عيد يا پنج روز به عيد مانده ، با اسب و اسلحه و ملبوس تازه كه از ايشان بعيد بود ، پرداخته تا ورود عاليجاه محمد رحيم خان سرتيپ تازه ، محسود ساير سوارهء ايلات شوند كه پايهء كار هركس در اول ورود در نظر او جلوه كند . با آن وعده و وعيد كه در تعليقه نوشته است ، مورد تحسين نخستين همين سوار رشوند شود . نمىدانستم كه نتيجهء خدمت بنيچه عداوت خواهد بود و اين سرتيپ در قيد سوار و ترتيب و تربيت نيست . ثانى اشعب در طمع خواهد بود . هرچه ميكالى در حلم و حاتم در كرم و اخفش در نحو و زمخشرى در علم و مهلبى در صرف داشتند او در طمع
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٥١