كيك طيش و طپش به شلوارش افتاده ، با اينجانب در خانهء ميرزا نصر الله 113 كدخدا كه منزل او بود سخن دراز كشيد . حاجى خان فرستاده و ميرزا نصير اجماع كرده ، دماغ مشار اليه سوخت ، زيرا كه به حمايت ما آمده مدّعى شده بود و حاجى خان به حمايت برخاست كه رشد زيادى مايهء جانمرگى است ، ايلات پا كشيده كه ما ضرور به حامى نداريم كه به اين خامى سرپرستى ما كند .
بالاخره ولى بيك به منزل عاليجاه علينظر خان رفته ، حقير را خواسته ، در پدر فرزندى خواهش اصلاح نموده ، بعد از گلهگزارى ، رفع شكراب شده ، شيرينى آورده خورده شد و حاجى خان به جهت جيره قراسوران هرچه خواسته به قيمت نازل به ايلات كما فى السابق بگذراند . جنس ترقى كرده ، به خروارى سه تومان رسيد ، لابد چهل تومان هم برات عليحده جهت تفاوت قيمت جيره نوشته ، حواله عاليجاه آقا محمد ابراهيم نمودند و زياد در مقام دلجوئى برآمده ، دوازده تومان به اشخاص كاكاوند به جهت احترام قسم بهر قسم بود داده شد .
شخص صاحب قاطر سپوهينى كه ادّعاى سرقت دو قاطر از رشوند مىنمود ، در خدمت جناب ميرزا عبد الوهّاب به پانزده تومان مصالحه نمود ، به حمايت فراشان شاهى به احمد نام سپوهينى غرامت داده شد .
شخص آسيابان كه مطالبهء آرد مسروقه از آسيا مىنمود ، از بىعرضگى ولى بيك كه دخلى به سوارهء قراسوران نداشت ، در خدمت امام جمعه به شش تومان مصالحه و دريافت نمود .
خلاصه آن سفر ، خسارت از هر طرف به ميان آمده ، مدت يك ماه ناخوش شده ، به معالجات ميرزا محمد حسين حكيم و تجويز شربت فواكه و بعضى دواها رفع شده ، گاهگاه كه به سركشى همشيره به محلهء آخوند مىرفتم ، روزبروز احوال او پريشان جناب ميرزا محمد حسين به دادن مسهل روغن چراغ و ادويهء حاره در مقام استعلاج برآمده ، در منزل همشيره بوديم كه نوشتجات از دار الخلافه رسيده ، مشعر بر اينكه از كثرت هرزگى و ابا و امتناع سركردگان ايلات ، سركار آقا خان را معزول و عاليجاه محمد رحيم خان زند 114 ، سرتيپ ايلات شد . پس از چند روز سركردگان آمده ، از جمله تعليقهاى از سرتيپ تازه به جهت حقير و
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٤٦