تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
جلو ، اول كه حسينعلى و ولى و جمعى تا فانفين آمده بودند ، دسته جمع در كنار شاهرود ، در سربست ماهى رسيده ، بيست قطعه ماهى به بست افتاده بود ، صيد كرده ، به بهرام‌آباد رفته ، شب را متوقف و از آنجا به سرعمارت خيال بود كه فتح الله خان اخوى وعده به شهرستان خواستند ، از آنجا به خانه آمده ، دو سه روز از آمدن قزوين گذشته بود كه كاغذى طرف عصر رسيده ، محض گشودن ، عالم به چشمم سياه گرديد . از عنوان كتابت ميرزا نصير كنايت يأس مفهوم مىشد كه در مراسلات معزى اليه ابواب فتوح نه و سمت سنوح دارد . بناء عليه جمعى كه بودند مانع و از صحت و سقم عبارت امر حيات و موت واضح نبود . والدهء حسينعلى را با مبلغى تنخواه فرستاده كه در صورت وقوع به صرف مخارج پردازد و الا گزارش مفصلا مرقوم دارد . بعد از ورود والدهء حسينعلى در شب دويم متحمل مخارج شده و عاليجاه ميرزا نصير كه برحسب وصايت همشيره وكالة از جانب اينجانب در حين وفات وصى كرده بود و شرح مبسوطى به مهر خير الحاج حاجى بكلر كدخداى محلهء آخوند و عاليجناب شريعت‌مآب آخوند آقا - بنى عمّ ايشان - و عاليجاهان ميرزا عبد الباقى خان و امان الله خان و كدخدا مهدى به جهت حقير فرستاده بودند ، كه وصيّت همشيره اين شد كه اولاد مرا با برادرم حرفى نباشد و مخارج مزار و اخراجات اجماع و مختار دفن همگى با برادرم است ، هرطور صلاح بداند ، حال كه خودش حضور ندارد ، دختر ارشد او و ميرزا نصير داماد او وكالة وصى من مىباشند . ميرزا نصير هم كمر همت را هفت جا بسته ، والدهء حسينعلى هم كه با تنخواه و حوالهء كربلائى كلبعلى رسيده ، مخارج سه شبه و ساير واردات به اطلاع آقايان مفصلة الاسامى فوق [ رسانده ] و قبض الواصل چهل تومان شده ، تشييع جنازه به شاهزاده حسين عليه السلام ، به نهجى كه جميع آشنايان حركت كرده ، خاصه ميرزا حسين كدخداى راه كوشك و اهالى محلهء آخوند ، با علمها و بيرقها و كتلها و قارىها كه همگى تحسين نمودند . در رودبار هم كه خبر صريح و وقوع اين مصيبت صحيح شد ، نخستين رمضان بيك عمو نصر الله خان و فتح الله خان