دروازه شمران و فتح الله خان از پشت بدنه الى دروازه دولت بدرقه كرده ، به مادر خود وداع كردند . در امامزاده معصوم عليه السلام جو داده ، شبانه سوار شده ، به جهت طليعهء آفتاب به چاپارخانه رسيده ، با همشيره نماز صبح در آنجا ادا شده ، به جهت ناهار وارد باغ سليمانيه ، تا غروب راحت كرده ، اهالى آنجا ميوهجات و يخ و لوازم اكل و شرب به عمل آورده ، از آنجا بعد از شام و جو روانه شده ، نماز را به ينگى امام ادا كرده ، چون ملا نوروز دايى آن اوقات از راز ميان قهريده ، به عزم زيارت قم و از آنجا نزد آن همشيرهزاده به سر مىبرد و بعضى مرغّبات در باب ارث مادرى و ملك گوشزد كرده بود ، همشيره گوش به سخنان بيهودهء او نداده كه وكيل و وصى من برادر من است ، او را هم آورديم كه برو سر خانهء خود باش ، مزاحم محل يا مداخلهء به كار نشده ، به عبادت اقدام كن . وقت ناهار را كه در امامزاده بوديم تا غروب تنگ از شدت گرمى هوا حوصله را وسعت داده ، در زير نارونها آرميده ، طرف عصر پس از صرف چايى سوار شده ، شام را در قشلاق و از براى طلوع نماز به سركاريز خطايات رسيده ، چون همشيره مريض با بنيه ضعيف بود ، با هزار مشقت در گرمى هوا وارد خاكعلى شده ، به جهت طلوع صبح وارد مصلاى درب رى ، نماز صبح را ادا از پشت بدنه بلد با بلدى كه همراه بود ، از دروازهء شاهزاده حسين ( ع ) وارد خانهء آقا سيد قوام به عزم فاتحهخوانى شديم . دو روز به فاصله قربانى عيد قربان را كرده ، وارد خدمت حاجى خان و جناب شيخ الاسلام و نقى خان نايب الحكومه پسر حاجى خان شده ، با همه تعهدات شيخ الاسلام و نقى خان كه با اينجانب در باب معاملات رودبار كرده بودند مذكور شد كه عاليجاه آقا محمد ابراهيم كدخدا نايب رودبار است ، بروات و احكام او را حكم شده است بنويسند . از طرفى حاجى رحيم گريبان خسرو بيك را گرفته ، بتوسط جناب ميرزا ابو القاسم كشمكشى دارند . چند روز حواس را جمع مشاغل او نموده و شيخ الاسلام هم قهر كرده كه نيابت آقا محمد ابراهيم به جهت رودبار منافى خواهش او بود . به تلاب و اويرك رودبار رفته ، خواهشمند شد كه اينجانب به شيخ الاسلام ملحق شده ، چندى در تلاب و اويرك و ساير رودبار عاشورا به زرآباد رفته ، باهم باشيم . از اين معنى حاجى خان از هر دو سوءظن
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٣٥