تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
از اتفاقات آقا خان ميرپنجه از هرات وارد شده ، با سركردگان مشورت شد كه ، فردا در سرآسياهاى تجريش كه منزل ميرپنجه بود رفته ، ديدنى شود . قبلهء عالم هم كوچ فرموده به نياوران تشريف بردند . نظام الملك به كاشانك و صدراعظم در نياوران توقف فرمودند . فرداى ديگر اينجانب سوار شده ، بعد از تماشاى نظاميه كه نمونهء بهشت برين بود ، به داوديه رفته كه تالى روضهء ارم بود . از آنجا خدمت آقا خان ميرپنجه رفته ، لازمهء مهربانى به عمل آوردند . معلوم شد سركردگان فسخ عزيمت كرده‌اند كه مبادا مكره طبع صدراعظم باشد . از شيطان خيالى نوروز على خان غياثوند و اغواى محمد على خان جليلوند پشيمان شده‌اند . ميرپنجه از سركردگان پرسيده گزارش مشورت شرفيابى را عرض ، تا غروب متوقف كرده ، اثرى نشد . مراجعت به شهر نموده ، بعضى پيغامات ميرپنجه دادند كه به سركردگان گفته شود . اسبابى كه ميرپنجه جهت اولياء دولت به رسم سوقات از مشهد آورده بود ، جميعا را به حقير نشان داده ، از سرقليان طلا و مكلل به فيروزه و ميلاب آن و شال و پوستين‌ها و برك‌ها ، بمصحوبى ميرزا محمد رضا بقچه بقچه روانهء اردو نمود . بعد از ورود حقير به شهر ، صبح به منزل سركرده‌ها رفته ، پيغامات و راه و نشان همه را گفته ، اين جماعت كج‌زبان و زبان‌نفهم كه هميشه زيان خود را طالب و سرزنش زنان را راغب و هرگز خود را ريّان نمىخواستند ، به همان زين و يراق و چكمه كه در عهد ملك ريّان داشتند قانع بودند ، ترك انسانيت از ديدن ورود ميرپنجه كه بعد از دو سال از سفر هرات آمده بود ، كرده همگى به نياوران به شكايت رفته ، يك روز در جلو عمارت نياوران جمع شده ، صف‌بندى نمودند . ميرپنجه را هم احضار نمودند ، قرارى نشد . از اتفاقات وليعهد ناخوش شده ، شاه و امنا حواس خمسه را در استعلاج او گشوده ، در ايّام سته حكماى سبعه كه مانند زمان اسكندر جمع بودند ، علاج نشده در همان نياوران وفات يافت . در حرم محترم فروغ السلطنه شورشها و سوزشها نموده ، قبله عالم بنفس نفيس ، صورت مبارك را خراشيده ، نعش را با اوضاع كوكبهء سلطانى حركت دادند . از جنب شهر ميرزا موسى وزير و
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 133 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى