راه ، عقل مات ماند ، اسبهاى فيلتن واماندند تا وزير راه را طى كرده ، پيادهها به جلو انداختند تا آن راه را طى كرده ، به زناسوج وارد شدند . مكرر فرمودند كه شاه از اينجا چرا ماليات مىخواهد و جديد النسق از كجا خواهد در رودبار بود . در زناسوج راحت و شام را در سر خرمن مردنگيها مىچيدند . از كنار شاهرود حسينعلى بارخانه از هندوانه و انگور و هلو و بادنجان فرستاده ، در همچو كوهى كه پشه پرّان بود مستحسن افتاده ، روز ديگر طرف عصر جناب شيخ الاسلام از اويرك وارد و قرار جديد النسق رودبار در باغ منزل ايشان و تصديق اينجانب قرار شد آن شب قلمها زده ، بالاخره بدين نهج قرار داده كه پنجاه تومان از بابت جديد النسق ديوانى كه در جزو يكهزار تومان قزوين است نوشته شود و مبلغ پنجاه تومان هم از مزارعى كه زراعت مىشود و جمع ابد ندارد . نظر به اينكه زردچال و كيكلايه سفلى از قلّت آب و كثرت جمع خراب است گنجانده ، بفحواى « ظلم بالسويه عدل است » به اين دو محل تخفيف شود . بموجب تفصيل سه فرد ممهور نوشته شد به خط حقير ، يكى را سركار حاجى خان و يكى را جناب شيخ الاسلام و يكى را اينجانب ضبط كرده ، قلمداد از اين قرار است :
جديد النسق رودبار كه در جزو يكهزار تومان جديد النسق قزوين است .
پنجاه و يك تومان و پنجهزار دينار
109
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٣٧