كرده ، آقا بزرگ واسطه تعيين . باز شاهزاده از روى مهر توسط كرده ، در طلوع مهر مراسلهاش رسيده ناسخ داده .
از قسطينرود سوار شده ، چون حاتم خان نايب از فراست جبلى كه داشت ، رمضان بيك را جا آورده ، مفاسد و اغراض او را فهميده ، از شهرستان قهر كرده ، در كارندهچال منزل داشت ملاقات ، وقت غروب وارد سيميار . استاد بهرام رشوند با نوشتهء سركردگان و بعضى تدارك راه از قزوين آمده كه ما هم فردا حركت و در حصار خواهيم بود .
على الصباح از سيميار حركت و ناهار را در سرگدوك خورده ، وارد زرجهبستان در باغ حاجى عبد الكريم راحت كامل به عمل آمد . از آنجا عاجل طرف عصر وارد يانسآباد شده ، رعاياى ميرزا محمد على خان - همشيرهزاده - و ميرزا نصير جمع شده ، لازمهء خدمت به عمل آوردند . از يانسآباد حركت كرده ، شب ديگر وارد آبيك ، خانهء سعادت يارخان - سركردهء كلهر - شده ، نهايت مهربانى را معمول داشتند . از آنجا حركت با هزار زحمت وارد چندار ، ناهار صرف و در زير اشجار خواب آسوده كرده از آنجا وارد كردان شده ، كردان كردان كوه « 1 » با جمع آمده ، منزلى معيّن و معين ما شدند . استحمامى به جهت استجمام كرده ، آقائى ميرزا سيد احمد ولد عاليجاه مقرب الحضرت ميرزا موسى وزير كه نايب ساوجبلاغ بود ، كس فرستاده ، احضار فرمود . آن شب را لازمهء احترام و مهربانى فرمودند . صبح چائى را در خدمت ايشان صرف كرده ، در هواى گرم روانه ، در پل سليمانيه ناهار خورده ، شب را به حسنآباد يك فرسخى پايين چاپارخانه از قرارى كه آقائى ميرزا سيد احمد نوشته بودند ، رسيده . فصل گل سرخ ، باغى چون بهشت برين ، خيابانها و نارونها بهم بافته ، گل در هر طرف در كلّ زمين فرش گلها را معطر داشت . از اعمال حسنخان سردار كه حاجى ميرزا آقاسى به ملكيت خريده كه حالا به خالصه ضبط ديوان است . شب را كدخداى آنجا و ضابط كه بود از جماعت نانكلى بودند ، نهايت زحمت را كشيدند كه
هامش
( 1 ) . شايد « كرد » باشد .