تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
پرداخته ، در به دو بهار كه اخلاط اربعه را اول هيجان خاصه امزجه حاره و حادّه دمامى را ابتداى غليان بود ، بناى عروسى گذاشته ، با جمعى به چرشدره رفته ، عيش خمرش كه برجيس را بر جنس عروس و داماد حاجت تماشا بود ، گذرانده ، قباى ماهوتى به داماد و از جانب نسوان به عروس داده رفع اخلاط ماليخوليا شد . در ايام رمضان المبارك گذشته كتيبهء مسجد ناتمام بود . در شب عيد فطر كه حرمت رمضان باقى و غرّه شوال و رؤيت هلال را حياتى تازه شمرده ، روز شمرده بوديم تا ادراك عيد شود . شعبانعلى بيك نام - آدم صدارت عظمى - وارد كه جميع سركردگان در دهم شوال بايد در طهران حاضر باشند كه ميرزا محمد رضا را در نظاميه خواسته ، در شب 23 احيا تغيّر زياد فرموده‌اند ، به جهت رسيدگى حساب و سوار او و شماها را خواسته‌اند ، همه را مخبر و منتظر تو مىباشند . عيد را باهم كرده ، ماه شوال بر ما محرّم و آن فصل ربيع كه گلهاى سرخ و زنبق‌ها شكفته بود ، او را حركت داده ، التزام نوشته رفت به شهر . روز دويم حقير همان خسرو بيك را هم كه مصدر افساد بود با خود برداشته ، حاجى رحيم به آه و ناله آمده كه شش خروار غله و شلتوك كه از شما تمسك دارم ، اين تمسك را پيشكش مىكنم . قرار طلب ششصد تومان مرا كه از خسرو بيك دارم و يك طغرا تمسك و گرو و قسط و رهن و ضامن ندارم بدهيد و خسرو بيك را با خود ببريد . دماغى صرف كرده در شرف رفتن ، طرفين را نشانده ، تفريغ حساب نموده ، تمسك ششصد تومان به خط و مهر جناب ملا مختار نوشته شد كه ناتمامى آن در حسن‌آباد و قسطين‌رود به اتمام رسيد . شب را در حسن‌آباد وارد شده ، در بالاخانهء كربلائى سليمانقلى رو به باغ منزل گرفته ، به وضوح پيوست كه رعاياى حسن‌آباد با شاهزاده سلطان ابراهيم ميرزا شورش كرده ، در مسجد جمعند . سه روز است شاهزاده هم درب حياط بسته . بفاصلهء ساعتى شاهزاده ، نواب خليل ميرزا را با آقا سيد محمد - مباشر خودش - ديدن فرستاده ، وعدهء شام در اندرون خواستند . پس از ملاقات و مقالات نجوى فرمايشاتى فرمودند به نحوى كه نحوى شد امر اصلاح بايد . چون رعايا و رشوند آنجا گوش شنوا از اينجانب داشتند و كسان شاهزاده نيز نحوى شده بودند ،