حدود گشنهرود و توتچال بود . در توتچال شرحى از ميرزا محمد رضا رسيد كه حكما در تشخيص اين ملك بواسطهء ربطى كه در تعيين حدوددارى بايد اقدام نمائى . لابد رفته ، در توتچال كه لازمهء مهمانى به عمل آورده بودند ، در باغ محمد تقى بيك نام و بيوتات او خواب و آسودگى به عمل آمده ، طرف عصر بر سر ملك رفته ، افكنى كه دارد حدود الى جاده ، حقير تصديق حد توتچال كرده ، همراهان هم تصديق كرده ، مراجعت به كاهكوهستان مجلاى ممهورى نوشته شد . ميرزا محمد رضا تشريف بردند . حقير به جهت ناخوشى حسينعلى كه عذر موجّه بود ، معذرت خواسته ، معاودت به كنگرين نموده ، برواتى كه از بابت ماليات گرفته شده بود با رضا بيك جليلوند آدم ميرزا محمد رضا پس از انجام كار كنگرين به رودبار آمده ، شب در كته پشت مهمان آقا رمضان شديم . قريب به ظهر حركت وارد سرعمارت شده ، بلافاصله نواب سلطان ابراهيم ميرزا تشريف آوردند . روز ديگر خواهشمند شد كه معامله محاسبهء شهرستان عليا و تشخيص ملك و خالصه و قفيزشمار آنجا بسيار مغشوش است . مىخواهم با من آمده ، اجلاسى كرده ، قرار مجددى در كار آنجا داده شود . بعد از تشريف بردن ايشان فرداى آن را به شهرستان عليا رفته ، حاتم خان و رمضان بيك نيز آمده ، گفتگو از هر طرف به ميان آمده ، چون احكام حاجى خان را لازم بود حاتم خان ملاحظه كند و هزار تومان مواجب ايلات هم به او حواله شده بود ، حضرات مثل موى آتش ديده به خود پيچيدند . بعد كه حكايت امر شهرستان عليا به ميان آمد ، ايشان كه نابلد و خوئى را چه معرفت به رودبار بود ، رمضان بيك هم كه جز مشق شيطنت مادام العمر كارى نفهميده بود ، عصر مرخص شده رفتند . مدّت پنج روز در آنجا مكث واقع شده ، رضاى ضابط كه حساب كلى داشت مرتكب بعضى حركات در آن اوقات شده ، پشت به ديوار اطمينان اربابان شهرستان سفلى داده بود . پس از رسيدگى حساب معزول و كتك بسيار از شاهزاده خورد محبوس و حسين يساول محصل وصول باقى او شده ، تشخيص ملك و خالصه و قفيزشمار : يك هزار قفيز خالصه و يكهزار قفيز ملك شده ، متوجهى ملاك معين و رعيّت هر زيوار از ملك و خالصه مشخص شد . كتابچهء ممهور نوشته ، يك ثوب جبّه آقرى سفيد
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٢٢