تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
ميرزا هاشم رشوند كه فرارى آن سامان بود ، با اولاد خداداد بيك عمارلو لوازم افتادگى به عمل آورده ، قرقى شكارى بسيار خوش آشيانى كه مشهور است ، به ولى داده ، از آنجا از رودخانه موسوم به لات‌كياسه عبور به كياسه رسيده ، قدرى توقف ، از فراز و نشيب آنجا كه فكر قاصر و عقل عاجز است ، به صمدآباد اشكور رسيده ، سرازير نيز نمونهء سربالا پيموده شد . طرف عصر وارد شهول شده ، اربابان شهول پس از لوازم ورود و مهمان‌نوازى ، لازمهء مهربانى به عمل آورده ، روز ديگر حمامى كه آقا غفور ساخته بود ، بسيار تازگى داشت ، حمام رفته ، دو شب متوقف ، فرداى آن روز حركت كرده ، آقا غفور و عباسقلى بيك و جمعى از بكرزادگان و اولاد ميرزا كريم به بدرقه سوار شده ، تاراش آمده مراجعت نمودند . در چاك لسپو چادر زده ، ناهارى كه از خانهء آقايان همراه كرده بودند صرف و آن شب را به زيارت معصوم مشرّف ، مراجعت به چادر ، رؤيت هلال ماه محرّم شده . صبح زود حركت با زحمت زياد وارد ازناچاك شده ، در چاك آنجا كه خاك وجود ندارد و الميده ، شبانان و يار كبابها ترتيب برفها و دوغها حاضر ، عسلى از لسپو آورده بودند كه بهترين عسلها [ است ] ، معلوم شد كه در بيشهء آنجا بيدمشك جنگلى بسيار است و طعم بيدمشك مىدهد . با خود زياد برداشته ، پس از تمدّد اعصابى و راحت اعضايى سوار ، از ناديمه كه ثانى سقر كه همهء آن سفر اينهمه زحمت نداشت كه در آنجا كشيدم . به هزار مشقت و چشم‌اندازها و اسب‌اندازها ، به صحراى اسب‌انداز انارت رسيده ، شكار كبك بسيار در پشت قسطين و انارت شده وارد فشگ ، ميرزا ربيع و ريش‌سفيدان فشگ لوازم اجماع و قربانى به عمل آورده ، در پشت‌بام چادر زده ، چون به جهت محرّم عجله بود ، بلاتوقف به سرعمارت آمده ، با اينكه نوشتجات حاجى خان از خالصه جواب آمده بود كه خودت ميرزا نصير را مستمال كرده ، به شهر آورده ، به تكابن رفتن مانع شده ، با خود به شهر آورده ، حسب الخواهش او به عمل خواهد آمد . آن سال در قلب نيز خيال رفتن محرم تصميم به شهر داشت . بناء عليه طرف عصر سوار شده ، با عاليجاه ميرزا نصير طوعا و كرها به زرشگ آمده كه وقت شام بود ، در گدوك روشنائى تكاياى شهر افروخته ، با آن ورود بيوقت ، حاجى غلامحسين ضابط