تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
زرشگ ، لازمهء مهمان‌نوازى كرده ، وقت ظهر وارد ، عاليجاه ميرزا نصير به خانهء خود رفته ، اينجانب سواره خدمت ميرزا محمد رضا رسيده ، مالها را روانهء خانه جناب علّامى آقا سيد قوام نموده ، منزل را آنجا قرار داده ، طرف عصر با ميرزا محمد رضا به تكيهء الله قاپى رفته ، خدمت حاجى حسنعلى خان و از تفصيل آوردن ميرزا نصير مطلع شده ماند به وقت ديگر . در خانهء آقائى آقا سيد قوام بوديم كه بعد از شام حاجى خان آنجا تشريف آوردند . به تصديق جناب آقا سيد قوام از هرطرف سخن كه در سجن دهان و ذخيرهء قلب پنهان بود خالى از شجن حالى كرده ، پس از رد و تسليم قرار شد كه ميرزا نصير را هم فردا برده كه يك روز بعد از عاشورا امورات هر دو را منظم و روانه سازد . فردا شب كه در خانهء امين التجار 106 وعده خواسته بودند ، رفتيم با همراهى ميرزا نصير . از اتفاقات حاجى خان كه تشريف داشتند در مقام اطمينان ميرزا نصير برآمدند تا شب عاشورا كه جناب آقا سيد قوام مجلس روضه‌خوانى كه ثانى روضهء ارم بود چيده بعد از شام حاجى خان نظر به نذرى كه داشت در شب عاشورا چهل و يك منبر را مشرّف چون مشرف به اواخر عمر بود بذرى بكارد تا دستگير خرمن آخرتش شود . اواخر شب بود جز من مصاحبى نبود ، صحبت بسيار شده ، با جناب سيّد تشريف آوردند . پس از خاتمهء تكيه عاشوراى عالىقاپو ، به ميرزا عبد الكريم محوّل ، تعليقه‌جاتى كه به حاتم خان در باب متفرقهء محل در ساير محال و وصول طلب از مادر قربانعلى خان و فسخ وجه چوپانان و نسخ كج رفتارى به اغواى رمضان بيك نوشتند و ماليات محال را ابو ابجمع ميرزا محمد رضا عوض مواجب نوشتند . چون ميرزا محمد رضا خيال حركت عمارلو داشتند ، قرار داد كه حقير نيز با ايشان برآمده همراهى نمايم . روز چهاردهم ميرزا محمد رضا برآمده و در اوبهء باجلان ساكن صحراى الولك بسر بردند . حقير به خانهء آقا رضاى قزوينى موعد . على الصباح سوارو در كاهكوهستان حسينعلى كه همراه بود به ميرزا رسيده از مكنونات خاطر حاجى خان و تعليقه‌جات مطلع شدند . دو روز در آنجا مكث شد . از اتفاقات خوانين عمارلو جميعا با ولى خان در آنجا حاضر بودند . گفتگوى نزاعى در سر