نشيب و فراز آن باديه ، در شب تار وارد فشكلجان ييلاق كاظم خان - شده ، مشار اليه كه خبر ورود فردا داشت ، به شكار رفته ، كوچ او مردانه حركت كرده ، اوضاعى فراهم آورد كه همه مات ماندند . پيادهاى به طلب كاظم خان فرستاده ، مشار اليه رخ به اين سمت آورده ، وقت ناهار ، به اسب پيلتنى سوار وارد شد .
رجبعلى سلطان كه وزير و مشير مومى اليه بود ، به معذرت برآمده . در اين بين رفيع بيك نام - محصل شاهى - وارد شده كه تفرقه آن ولايت را جمع نموده ، به انبه ساكن سازد و محمد طاهر كدخداى انبه با چند نفر هم همراه ، بعضى حرفهاى مزخرف مانند سفرهء شطرنج ملوّن به الوان مختلف به ميان آمده ، طرف عصر به عزم نياوكسوار ، چون در وسط جنگل مقارن غروب شد به شاهجان رفته ، ملا الهويردى رشوند و ساير اهالى آنجا هنگامهاى در خدمت كردند ، چادرى زده در كمال صفا و آتش كلكا و كبابها گذرانده . على الصباح حركت از راه صعب از جنگل وارد نياوك شده ، آن روز قريب پنجاه قراچادر كه از رشوند و رعيّت در آن صحرا بود ، به رغبت پيش آمده ، شليكها و استقبال و هنگامهها نموده ، چادر كه در جاى مناسب زده بودند ، در اوبهء عباسقلى بيك رشوند وارد و قربانى نمودند . ريشسفيدان انبه و ايل با كدخدا محمد طاهر اجماع كرده ، يك شب و ناهار كدخدا محمد طاهر سفرهء ضيافت گسترده اگرچه بخصوص حبس ولد مشهدى على باعث بيدماغى كدخدا طاهر در ظاهر شده ، به مهمانى او نمىرفتم ولى بتوسط ميرزا نصير اقدام كرده ، مطمح نظر او به عمل آمد .
فردا از نياوك بعد از توقف سه روز حركت و قرار كار آنها را بر وجه اكمل داده ، حسين يساول ناخوش و در آنجا سپرده ، ميرزا كوچك را روانهء شهر و خود به عزم اشكور حركت كرده ، استاد قربانعلى رشوند را جلو انداخته ، از راه بلدى كه داشت تا معلمخوانى آمده ، شب را از راه خيلى صعب وقت غروب وارد بينبند كه در مقابل هفتبند است وارد ، بنه را تا وقت شام ده نفر از عوام پيش رفته ، تا از آن نشيب و فراز كه به قعر « 1 » ماهى در دىماه مىرسيد ، رسانيدند .
هامش
( 1 ) . در نسخهء اصل : « قهر ماهى » .