تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
كلشم رسيده ، شرحى ميرزا محمد رضا نوشته بود كه ميرزا نصير نظر به نوشتجات شما باقى ميرزا كوچك را به چهل تومان مصالحه كرده است . مدعى و مدّعى عليه در نزد شما حاضرند . ميرزا كوچك چهل تومان را بپردازد ، پاك‌نامچه را بگيرد و ميرزا كوچك به جهل افتاده كه وجه مزبور را به جهت من سويت ميان اقوام و عشاير و ايليت نمائيد . اين معنى به مردم گران بود تا اينكه از كلشم حركت كرده ، از اينكه عاليجاه ولى خان عمارلو عليقلى بيك - عموى خودش - را به جهت مهمان‌نوازى و استقبال به كلشم فرستاده ، معطل رسيدن ما بود . مشار اليه از پيش به دماش رفته ، فرداى ديگر در كنار درياى خلشكو ناهار خورده ، در روز بارانى كه بارانى علاج نمىكرد و بورانى كه بورانى را عوض بريانى مىتوانست خورد ، يارانى كه همراه بودند مانند جان‌بازانى كه در گدوك مانده باشند ، اسب مهميز را جلوريز و مطلق العنان ساخته ، بزبانى تكلم موقوف شد . مقارن عصر با هزار مشقت و رطوبت به دماش رسيده ، در آن قلب الاسد ولى خان بخارىها آتش كرده ، چون با ولى انس داشت كه دخترش مخطوبهء آن طفل بود ، در بغل گرفته ، بغل سوارى او را نمدزين زده ، اظهار نمود كه مانعل در آتش گذاشتيم تا تو را آورديم ، قوشى تعارف و ولى را به اندرون برده ، بعضى اسباب گيلانى عاليجاه نوروز خان داده ، سه روز در آن تالار چوبى در كمال خوبى گذشته ، لوازم مهربانى و مهمانى به عمل آمد . از دماش حركت به جيرينده كرده ، خوانين عمارلو همراه با قريب سى سوار شكار قوش بسيار در آن ديار كرده ، در ورود جيرينده ، ريش‌سفيدان محل به هيأت مجموعى پيش آمده ، طرف عصر به حمام رفته ، رفع جمام شد . عاليجناب ملا ابراهيم جيريندهى كه در مصاحبت معقول و عالم منقول و المعقول بود ، مصاحب شب را در عمارت ولى خان بسر برده ، صبح حركت وارد يكنم شده ، تدارك ناهار مفرط در آنجا چيده بودند با شكار كبك بسيار كه عاليجاه ميرزا نصير و ولى خان هر دو در اين كار با انكار من بىاختيار بودند . وارد خرپو شده ، در باغات خواب و راحت كرده ، به كلشم آمده ، پس از اداى ظهرين به طرف منزل كاظم خان حركت ، در كمال زحمت و ترشح مياه و امطار و پيمودن جنگل و