تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
در اين بين غلام يساول آمده ، مذكور ساخت كه چند نفر غلام به جهت وجه ماليات آمدند كه على الغفله ميرزا نصير را بگيرند . مشار اليه همان شب به تنوره رفته كه از آنجا به شهر برود . فرداى ديگر حقير عريضه‌اى به حاجى حسنعلى خان نوشتم بمصحوب سوار قراسوران روانهء شهر ، معلوم شد كه حاجى خان به خالصه‌جات رفته است نعلى به نعلى رفته بود . از ماركين حركت به هريف كرده ، شب را متوقف نشده ، به هريان آمده ، مانده . روز ديگر به قسطين لار رفته ، اولاد شمشير خان را كه نواب اسحق ميرزا متصرف شده و آنها هم كشش به سمت او كرده بودند ، تنبيه بليغ به عمل آورده ، حبس شدند . رعاياى شاهزاده فرارى به شهر ، هرچه شاهزاده كوشش كرد علاج نشد . از آنجا به چرشدره آمده ، خسرو بيك لوازم تعارف به عمل آورده ، طرف عصر به فانفين ، محمد نصير بيك گلوتر بسيار و لازمهء آداب و ادب معمول داشته ، شب را به سرعمارت چون ايّام عيد قربان بود چند روز مكث كرده ، با عاليجاه ميرزا نصير قربانى كرده ، بعد از سيزدهم ماه حركت ، چون آقا كوچك رشوند از قراسورانى گريخته بود و هرزگى سليمانقلى هم در نظر بود ، او را مقيدا به طرف خسرود برده ، از آنجا امر او را منتظم و بوساطت جمعى روانهء سر امرش كرده ، شب را مهمان كدخدا امين دستجردى در دستجرد شد ، كه على محمد بيك و على كه در سرعمارت راه قهر پيموده بودند در آنجا رسيده وارد كنگرين شده ، از آنجا به طياندشت در پشت‌بام چادرى زده ، ميرزا بزرگ لازمهء جانفشانى به عمل آورده ، دو سه شب در آن حوالى به جهت قرار و مدار امور رحل اقامت انداخته ، از آنجا با عاليجاه ميرزا نصير به انبه در خانهء عزيز خان با وجود تابستان از شدّت باد در تحتانى منزل گرفته ، رعيّت و رشوند در كمال رغبت راغب خدمت شده ، فردا به منزل كلشم رفته . چون [ در ] مراجعت از الموت احوال حسينعلى فى الجمله تكسر بهمرسانيده بود ، او را گذاشته ، ولى و خسرو بيك را همراه برده ، قريب به غروب در كلشم چون خانه‌هاى تودرتو از شدت برد زمستان ساخته‌اند دلگير بود در ميان باغ چادر زده ، اول قلب الاسد بود گل سرخ در آن باغ چيده ، در جنب چادر آتش تا صبح افروخته شد . ميرزا كوچك و حسين يساول كه به شهر فرستاده بوديم در