تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
بهشت تلافى شب گذشته به عمل آمد . اهالى آنجا لازمهء جانفشانى به عمل آورده ، ناهار را در ازگنين بالا جنب امامزاده متبركه موعد بوده ، پس از زيارت و خواب و نماز ظهر و عصر سوار وارد زرآباد شده ، دو شب آقا قربان كدخدا 101 لوازم مهماندارى به عمل آمد ، بعد از زيارت در بقعهء متبركه 102 سوار شده از راه زواردشت به اوان آمده ، اهالى آنجا كه از ورود ، كمال سرور و اطلاع داشتند ، در جنب مسجد جائى مفروش ، طرف عصر از كنار دريا 103 عبور ، آبى كه ثانى زلال حيوان و تالى چشم درنا بود سير ، سير و شكار كرده ، وارد كوشگ شده ، در چادرى كه سر سردابه زده بودند ، با عاليجاه ميرزا نصير سه روز متوقف و هوائى مانند نسيم خلد گذشته ، به محاسبات رعيّت و ميرزا نصير پرداخته شد . بعد از توقف سه روز از كوشگ جناب شريعت مآب شيخ صالح مراجعت به چرشدره فرمودند - ميرزا هادى شاعر 104 به ديدن آمده ، بعضى هزليّات و مضحكات خوانده ، ضمنا از جانب نواب سلطان سليم ميرزا وعدهء ناهار خواستند . چون از روزى كه ديكين در دست حقير بود و شاهزاده تيول كرده و آن هنگامه‌ها در سر تخم و تقاوى ديكين و ابراهيم على شبان شده بود ، به ديكين نرفته بودم و رعايا هم طالب همچو روزى بودند . از كوشگ حركت و وارد ديكين شده ، با شاهزاده ملاقات و سفرهء ضيافت گستردند . از گرمى هوا در مسجد كه هواى سالمى داشت ، آسايشى نموده ، طرف عصر پس از صرف چايى روانهء بادشت از راه ميانى خانى شده و يك ساعت از شب گذشته وارد بادشت شده ، ميرزا رضاى برادر ميرزا نصير با اجماع عام و قربانى پيش آمده ، [ از ] تاريكى هوا و باريكى راه عذر خواسته از پيش وارد خانهء ملا على نقى كه در كنار نهر حياط و باغچهء گل‌كار چادر را زده بودند شده ، پنج روز به جهت محاسبات عاليجاه ميرزا نصير و رعايا و قرار و مدار محل متوقف شده ، حسينعلى نيز با ميرزا نصير شكار رفته ، بالاخره ميرزا رضاى برادر ميرزا نصير را ضابط و مستأجر كرده ، صفر كدخدا و ملا على نقى و رعايا راضى نبودند و منكر ميرزا رضا بودند ، به لطايف الحيل نظر به نوشتجات مادر ميرزا نصير اصلاحى داده شد . بعد از پنج روز حركت به الموت كرده ، در فارس‌آباد ولدان مرحوم عليقلى خان و