تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
مىشوم تا حشاشه‌اى از او باقى است و حسامه در نبض فساد اوست نابض شر و معبلهء خلافش به هدف قلوب زهگير است . ميرپنجه از ابواب‌هاى چند كه در اين مدت بالاتر از اينها شنيده بود ، معجب شده در يكصد تومان خيلى عذر خواست . قرار شد جوقه‌اى يكتومان و پنج‌هزار ، بعلاوه يك رأس برّه مستمر بدهند و برمضان بيك هم در صورت صداقت و ارادت سالى بيست تومان داده شود و سالى ده ريال از بابت وجه دربانى و فروعات دربانى ديوانى كه جمع ديوان اعلى است داده شود و جوقه‌اى يك تومان عوض خرج سفره و رسومات آن به گماشتگان ميرپنجه عايد و همه ساله جوقه‌اى يك تومان به يك نفر سوارشان عليق اسب با خرجى سفر بنى اعمام بدهند . در صورتى كه اسب نوكر اسقاط شود ، نصف را ملازم و نصف را جوقه حمايت نمايند . به همين مضمون تعليقه‌اى مفصل و ممهور صادر شد : كه پنج تومان در هر جوقه اصل و دو ريال قيمت بره داده شود . حاجى آقا بيك كه به مفت‌گوئى معتاد بود عرض كرد غرض اينستكه ما هرگز در جوقه ده جوقه خورده سورى به سركرده مستمر و بره نداده‌ايم چرا بدعت مىگذاريد . عرض كردم اقرار خودشان را بشنويد . كسى كه اين مستمرى را نداده باشد پس اجحافات من چه بوده كه مرا بدنام ساخته‌اند . ميرپنجه متغيّر ، بقيه كلام را مقطوع و از قبح حرف خود به ثقبهء موش راضى ، تقيه‌كنان مورآسا در طاس اضطراب و مانند مار سركوفته پيچيده ، ساير [ ين ] مانند دانهء تسبيح كه سررشته را گم كرده بودند ، سوراخ به سوراخ دويدند .
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 95 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى