تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١

ذكر اسكندريّه

بر ساحل درياى روم نهاده است ، و آن اقصا حدود اسلام است . و آن را اسكندر بنا نهاد به حكمت ، و آنجا مناره‌يى ساخت سيصد گز به ذراع الملك ، و به ذراع سلطان چهارصد و پنجاه گز باشد - و ممكن نيست كه توان بلندتر بنيادى ساختن . و از زير تا بر بالا سيصد و شصت خانه بر بالاى يكديگر مخالف ساخته است ، هر خانه‌يى بيست گز به طول و عرض . و آنجا مقيمان باشند ؛ و راه برشدن ، چنان كه هرچه خواهند به چهار پا به آسانى بر خانه‌ى بالايين تواند برد ، و همه جاى و هر خانه را روزنى ساخته ، روشنايى و نگريدن را . و بر بالاى آن بر سر مناره بليناس آيينه‌يى ساخته بود در عهد خويش ، كه چون دران نگريدندى جمله كشتيها بر در روم و قسطنطنيّه بديدندى و درياها جمله ، و هيچ پوشيده نماندى . و اين كار بر ملك الرّوم سخت بود . چون سپاهى بفرستادى مسلمانان آگاه شدندى . پس حيلت كرد و ترسايى را بفرستاد تا آنجا به مسلمانى سر برآورد و تعبّد . و دو سه جايگاه چيزها پنهان كرد و گفتى : " در كتاب چنين يافتم كه در فلان موضع چيزى نهاده است . " و رفتندى و آن را برداشتندى ، تا معتمد سخن گشت . پس گفتا : " چنان يافتم كه گنجى اسكندر بر سر اين مناره پنهان بكرده است . " پادشاه وقت آن را بفرمود كندن و آن ترسا بگريخت . پس حقيقت گشت كه حيله ساخته‌اند ، و چيزى پيدا نيامد . و از نو بازكردند و آيينه بجاى بازنهادند ، و ليكن آن تأثير باطل شده بود . و اكنون ثلثى از مناره بر جاى است ، و مقدار چهل فرسنگ كشتيها اندر دريا پديدار باشد . و هم آنجا قصر سليمان عليه السّلام بوده است كه ديوان از سنگ أملس ساخته‌اند . و چون دران نگاه كنند ، صورت ابر و سبزى دريا پيدا بود ، بر سان آيينه ، و بران نقطه‌هاست رنگ‌رنگ ، و كس نداند كه آن‌چه سنگ است . و هر ستونى چندانست كه دست پيرامون آن در نتوان آورد . و دوانزده ستون گويند اكنون بجايست . و قصر بر بالا بوده است ، و راه برشدن و آب كشيدن در ميان ستونها ساخته ، سخت عظيم عجايب . و هرمين به مصر در اوّل كتاب مختصرى گفته شده است ، حقيقت آن‌كه به چه وقت كرده است ، و كدام كس و از چه جوهر ، كسى را معلوم نيست . و اسكندريّه بر كنار دريا و صورت مناره چنين يافتم - و اللّه أعلم . صفت مناره