تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
جزيره‌ى عرب و ديگر تا ميسان ، و حدّى تا دجله و مصبّ فرات و نهروان . و از بطايح اندر خليج ابلّه رود ، از درياى هند . دجله : مخرج آن از كوههاى آمده * است و به كوههاى سلسله بگذرد و بسيارى از چشمه‌ها دران فزايد . و جويهاى آن از ارمنيّه به شهر آمد و ميافارقين بگذرد ، و از آنجا كشتيها به طرفها بيرون رود و به شقّ بغداد و نهروان و شقّ واسط و از آنجا به بطايح و بحر هند رود . و شاعر گفته است ، شعر :
بآمد مرّة و برأس عين * و أحيانا بميّافارقين
سيحان : از شهرهاى روم بيرون آيد و اندر بحر روم ريزد ، آنكه درياى شامست . جيحان : رود مصيصه است ؛ از بلاد روم بيرون مىآيد و به درياى شام در آميزد . جيحون : از كوههاى تبّت بيرون آيد و از مشرق با صبا سوى شهرهاى وخاب * رود - و آنجا را خود وخاب خوانند ؛ چون به بلخ آيد ، جيحون خوانند - و به جانب خوارزم و ترمذ و از آنجا به سياه كوه و از آنجا بطيحه‌ها شود ، چون درياهاى كوچك ، و به خليج طبرستان پيوندد .

تقسيم زمين و اقاليم بر وجهى ديگر

هفت كشور نهاده‌اند آباد عالم ، و زمين ايران در ميان و ديگرها پيرامون آن برين صفت است ، و هذه صورته . و اين اقاليم است بر وجهى آسانتر كه نوشته شده است برين قاعده و ترتيب كه نقش هست .
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 367 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر