نوزده جزيره است و شهرها و سرنديب و كوه راهون كه آدم عليه السّلام از بهشت بر آنجا افتاد .
درياى طبرستان و جرجان و خزران : طولش از مشرق تا مغرب مقدار هشتصد ميل بكشد ، به عرض ششصد ميل . و اندران دو جزيره است برابر ، يكى به طبرستان با آن نعمتهاى فراوان كه بود ، و آب بگرفت . و ديگر جزيرهى باكوه است ، آنجا كه نفط سپيد و سياه آوردند ، و زمينش همواره چنان باشد كه ازان شعلههاى آتش پيدا آيد - و هنوز چنانست . و جزيرهى ديگر هست كه آن را كريكون * خوانند ، و مرغ آبى بسيار سخت بزرگ و سپيد به تابستان آنجا رود و به زمستان به طبرستان آيد .
درياى مغرب : درياى سبز است كه بدان مثل زنند . و معلوم آنست كه از اقصاى شهرهاى حبشه است تا پس شهر روميّه و از غليظى آب دران هيچ كشتى نرود ، و آخرش پيدا نيست . و اندران به مقابل حبشه شش جزيره است ، و برابر اندلس جزيرهيى هست ، و آن را غريره * خوانند . و ازان خليجى بيرون آيد عرض آن هفت ميل ميان اندلس و طنجه و آن را شطين * خوانند ، و به درياى روم اندر رود . و آن را دوازده جزيره است از ناحيت شمال .
درياى روم : اين بحر افريقه و شام ، آن خليج ، كه درياى سبز است ، تا به مشرق بكشد و صور و صيدا و عكّه و انطاكيّه و طرسوس . طولش پنج هزار ميل است و عرض جايى است كه ششصد ميل است ، و جايى هفتصد و هشتصد ميل . و ازان خليجى به ناحيت شمال كشاند نزديك روميّه ، طول آن پانصد ميل و آن را ازرش * خوانند . و ديگر خليجى به ناحيت قبرس كشاند ، و آنست كه شصت و دو جزيرهى آبادانست ؛ و آن جمله پنج جزيرهى بزرگ پيوسته به قبرس .
درياى لازق * : از آنجا بكشد تا به قسطنطنيّه . و عرض آن خليج كه ازان بيرون آيد و به درياى روم رود نيز مانند جوى سه ميل باشد ، بالاى شهر قسطنطنيّه ، و مقدار فرسنگى دريا اعتبار كردهاند به فرسنگها ، و مساحت از ارتفاع بازجستن آن از خطّ إستوا ، و بران قياس ظاهر كردهاند - و اللّه أعلم .
ذكر جويها
عبد اللّه بن عمر رضى اللّه عنهما از پيغامبر صلّى اللّه عليه روايت كند كه :
ألسّيحان و الجيحان و النّيل و الفرات كلّ من أنهار الجنّة . و از وهب منبّه روايتست