تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
جريب است به حساب ويرانى . و خالد برين قسمت انكار كرده است ، سبب زمين عرب كه هزار فرسنگ گفته است . و آن حجاز است و تهامه و نجد و يمن و شام و عراق و جزيره و طور و هجر و بحرين ، و اين همه منازل عرب است و به بسيارى بيش است از هزار فرسنگ . و سكان هر جايگاه پيداند - و بعضى خود شرح داده‌ايم . در جمله ساكنان عالم در مشرق و مغرب و جنوب و شمال و هر جايگاه از زمين روميان و تركان و هندوان و زنگ و حبشه و سقالبه و عرب و عجم و غير ايشان . و شكل دور زمين و آن‌قدر كه آبادست و درياى بزرگ و بحر اعظم اخضر ، آنكه محيط عالم است و پيرامون كوه قاف كه خداوند عزّ و علا گرد دنيا آفريده است . و آنجا طبايع و اركان نباشد و تأثير نكند ، و مختصر در اين دايره رقمى زده شد ، و جايگاه قبّة الأرض ، آنكه بلندترين كره‌ى خاكست ، و مركز و حدّ كعبه‌ى معظّم و جزيره‌ى عرب و سدّ ياجوج و ماجوج و بحار و حدّ تركان و جزيره‌ى سرنديب و چين و منبع رود نيل و جيحون بيرون از جمله كوهها ، تا حدّ هرچه معلوم شود . صفت البحر المحيط بر ظهر منقّش است و بيرون از درياى بحر دماى * است . درياى هند و چين : و طول آن از مشرق تا مغرب هشت هزار و نهصد ميل و عرض دو هزار و هفتصد . و اين آخر درياى خليج است ، از پس هندوان تا به جزيره‌ى قبّة الأرض . و اين آن جايگاه است كه اختلاف هواى زمستان و تابستان نباشد . و مقدار اين خليج تا به قبّة الارض هزار و هفتصد ميل باشد در طول هزار و نهصد ميل . و از سر اين دريا خليجى از حبشه سوى بربر كشاند كه آن را خليج بربرى خوانند ، پانصد ميل اندر صد ميل است . و ديگرى سوى ايله رود ، هزار و چهارصد ميل اندر عرض هفتصد ميل . و ازان خليجى بيرون آيد از پس حبشه و به درياى اخضر رود ، و آن را خليج الآخر * گويند ، طول آن دويست ميل باشد . و يكى ديگر هم به پارس كشد ، و آن را خليج پارسى خوانند . و ميان خليج ايله جزيره‌ى عرب است و زمين حجاز و يمن ، و طول ميان اين دو خليج هزار و پانصد ميل است . و ازين دريا خليجى ديگر بيرون آيد كه به درياى هند كشد و آن را خليج الاخير * خوانند ، طولش هزار و پانصد ميل است . و اندرين درياى هند از جزيره‌هاى آباد و بيران هزار و سيصد و هفتاد جزيره است ؛ و يكى عظيمترست كه آن را طرالوى * خوانند ، سه هزار ميل است به اقصى بحر برابر زمين هندوان از ناحيت مشرق . و آنجا كوههاى عظيم است كه از آنجا ياقوت سرخ و ديگر لونها بيرون آيد و جوهرهاى نيكو . و پيرامون آن