و از بعد او برادرش ، منصور بن نوح ، بنشست در ايّام الطّايع . و درين وقت سبكتكين و پسرش ، محمود ، نوخاسته بودند ، اندر اطراف خراسان . و پسر سيمجور و فايق الخاصّه ، كه خادم بود و بندهى سامانيان ، قوّت گرفتند و خروج كردند ، اندر سال سيصد و هشتاد و چهار . و منصور بن نوح از سبكتكين و محمود ياورى خواست به حرب ايشان ، تا ايشان را جمله بشكستند و پيروز آمدند . و اندرين وقت سبكتكين را ناصر الدّوله لقب دادند ، و محمود را سيف الدّوله . و اوّل روزگار محموديان ازين تاريخ بود .
و اندر سيصد و هشتاد و پنج دختر شهنشاه فخر الدّوله را از بهر نوح بن منصور بخواستند ، و نام اين دختر شاهبانو بود ، به مبلغ صد هزار دينار كابين ، به توسّط سبكتكين و محمود . و اندر سال سيصد و هشتاد و هفت ، روز آدينه به ماه رجب ، منصور بن نوح * بمرد . و مدّت پادشاهى او سى و هفت سال بود . و همين سال سبكتكين به نيشاپور بمرد .
و ازين پس اضطرابها افتاد . و ابو الحارث منصور بن نوح نبيرهى او را ميل در كشيدند در سال سيصد و هشتاد و نه .
و برادر او ، ابو الفوارس عبد الملك بن نوح ، بنشست ؛ و فايق خادم بمرد . و كار محمود سبكتكين اندر خراسان بزرگ شد ، و لشكر سيمجور و فايق هزيمت كرد و بپراكند . و اندر بخارا كار ارسلان ايلك قوى گشت ، و عبد الملك سامانى را بگرفت و بندش كرد . پس خراسان محمود را صافى شد ، و نصر بن سبكتكين ، برادرش ، را به نيشاپور فرستاد و كارها استقامت گرفت . و بعد ازين دولت سامانيان سپرى گشت و دولت سبكتكينيان بود - و اللّه أعلم .
ذكر تواريخ آل بويه و بعضى اخبارشان
اخبار ايشان قدرى بر اجمال شرح توان دادن ، مختصر و موجز نوشتيم بر قاعدهى ديگر اخبار ، تا كيفيّت آن معلوم گردد . و در كتاب التّاجى كه صابى كرده است ، اخبار ديالم به شرح گفته است .
آغاز دولت آل بويه و اخبار ايشان
آگاه باش كه چون اسپار بن شيرويه الدّيلم بر شهر رى و نواحى آن مستولى