دوشيده ، نام عحوره * و زمزم و سقيا و بركه و رسه * و أطلال و أطراف . و نام آنكه پيغامبر عليه السّلام ازان گوسفند شير خوردى عتبه * بود نامش * .
و ازين چيزها از وى به آخر عمر اندكى بازمانده بود ، مگر چند چيز معدود .
و ازان هرچه ناگفته مانده است در خاتمت كتاب شرح آن داده شود ؛ مجمل است ، كه ازان هر چيز آسانتر توان دانستن - صلّى اللّه على رسول الثّقلين محمد النّبىّ و على آله و أصحابه أجمعين .
الخلفا من بعد الرّسول عليه السّلام
و از پس پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم خليفه ابو بكر الصّديق بود ، و با وى بيعت كردند - رضوان اللّه عليه ، به سقيفهى بنى ساعده ، و باز به مسجد پيغامبر ، اندر ربيع الاوّل ، همان روز كه پيغامبر از دنيا برفت .
خلافت ابو بكر الصّديق رضى اللّه عنه دو سال و سه ماه و هشت روز بود ؛ و به ديگر روايت دو سال و چهار ماه گويند .
نخستين چيز كه از پيغامبر عليه السّلام فارغ شدند ، اسامه زيد را به غزو شام فرستاد - كه پيغامبر فرموده بود - و خواست رفتن كه آن حال افتاد . و چون خبر وفات پيغامبر بشنيد ، پراكنده شدند همهى عرب و مرتد شدند . و ابو بكر خالد بن الوليد را به حرب ايشان فرستاد ، و اندر خواستند كه صدقات ازيشان برگيرند تا به مسلمانى بازآيند . و اندرين باب جماعت ياران و عمر بن الخطّاب سخن گفتند . ابو بكر سوگند خورد كه : " اگر زانوبندى ازان شتر كم دهند ، از آنچه به عهد پيغامبر عليه السّلام دادند ، حرب كنم و به صلح رضا ندهم . " و رسولان بازگرديدند . و خالد بن الوليد نخست سوى طليحة الأسدى رفت كه با بنى تميم بر دعوى پيغامبر بود ، و او را هزيمت كرد .
و ازان پس زنى برخاست نام او سلمى ، و بسيارى عرب پيش او جمع شدند ، و با خالد حربى كرد هرچه عظيمتر ، و بسيارى قتل ببود ، و تا سر سلمى را نيفكند و نكشتش هيچ برنگشتند . و ازين پس سجّاع بنت حارث الثعلبيّه * برخاست ، و او