تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
ذو الفقار او را داد . و چون به حرب اندر همىزد ، گفت : " لا سيف إلّا ذو الفقار و لا فتى إلّا علىّ . " و اين در ماه شوّال بوده است . بعد ازين در ماه جمادى الاولى غزو ذات الرّقاع بود - و آن را شرح است .

السّنة الخامسة

در ماه ربيع الاوّل غزو دومة الجندل بود . و اندر ماه رمضان و بعضى از شوّال غزو خندق بود - و احزاب نيز گويند - و غزو بنى قريظه . و در ذو القعده غزو بدر الموعد بود .

السّنة السّادسة

غزو بنى لحيان بود در جمادى الاولى ، و در ديگر ماه غزو بنى فرود * و اندر ماه شعبان غزو بنى المصطلق بود ، و حديث افك در حقّ عايشه رضى اللّه عنها تا حقّ تعالى دران پانزده آيت فرستاد ، قوله تعالى :
سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ .
« 1 » و اندر ماه شوال و ذو القعده آيت آمد به فرض حجّ :
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا .
« 2 » پس حديبيّه بود ، و پيغامبر عليه السّلام به مكّه رفت ، و نگذاشتندش حجّ كردن . بران صلح افتاد كه ديگر سال بازآيد ؛ و سه روز مكّه نپردازند تا پيغامبر عليه السّلام حجّ بكند . و بيعة الشّجرة درين وقت بود ، و آنكه عثمان در مكّه شد به پيغام ، خواستند كه او را پيش خود بازگيرند ، تا آخر كار برين صلح افتاد . و پيغامبر هم آن جايگاه قربان كرد و بازگشت اندر ماه ذى الحجّه . پيغامبر عليه السّلام هشت رسول بيرون كرد با نامه‌ها و سوى پادشاهان فرستاد به دعوت اسلام ، و حجّت خداى تعالى بريشان لازم گردانيد ، و نام هر يك گفته شود . ملك عجم ، پرويز ، را خداوار السّهمى * نام رسول بود ؛ ملك روم ، هرقل ، را عتبة بن حنفية الكلبى * رسول بود ؛ ملك قبط ، مقوقس ، را حاطب بن بلتعه * رسول بود ؛ ملك حبشه ، نجاشى ، را عمرو بن اميّة الضّمرى رسول بود ؛ ملك شام ، الحارث ، را شجاع بن وهب رسول بود ؛ ملك حيره ، منذر * ، را العلا الحضرمى رسول بود ؛ ملك يمامه ، هودة الحنفى * ، را سليط بن عمرو رسول بود ؛ ملك عمان ، نصر بن حلب * ، را عمرو بن العاص رسول بود .
هامش
( 1 )Sure 24 , Teil von Vers 16 .( 2 )Sure 3 , Teil von Vers 97 .
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 200 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر