آيات فرستاد از عذاب گوناگون بر قبطيان ، چنان كه گفت :
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ
( الآية ) . « 1 » چون به سختى رسيدندى فرعون موسى را گفتى : " دعا كن تا عذاب برخيزد . " موسى دعا كردى ، باز كافر شدندى . پس موسى بنى اسراييل را از شهر مصر بيرون برد و تابوت يوسف برداشت و با خود ببرد . چون فرعون بدانست ، با سپاه بيرون آمد . و حقّ تعالى قدرت نمود ، و موسى عصا بر آب زد ، و آب دريا برخاست و معلّق بايستاد و باد بر زمين دريا بوزيد و خشك گشت ، و بنى اسراييل بگذشت . چون فرعون فراز رسيد و آن عجايب بديد ، خواست كه بازگردد . هامان گفت : " موسى به جادويى بگذشت . تو به خدايى نتوانى گذشت ؟ " فرعون اسب اندر راند ، آب فروآمد ، و همه غرقه شدند . فرعون آن ساعت ايمان آورد . جبرييل عليه السّلام كام و دهانش به گل بياكند و گفت : " بترسيدم كه اگر ديگر بار بگويد خداى تعالى به رحمت خويش توبهى او قبول كند و او را عفو كند با چندان كفر . "
بعد ازان موسى به مناجات رفت به كوه طور ، و جماعتى از پيران بنى اسراييل با وى برفتند . و خداى تعالى با موسى سخن گفت و توريت داد . بعد ازان كه سى روز او را وعده كرد روزه داشتن . و بعد ازان ده روز ديگر بران بيفزود ، و پيران بنى اسراييل گفتند : " ما نيز خواهيم كه سخن خداى تعالى بشنويم و ترا پيش قوم گواهى دهيم . " چون مناجات همىشنيدند ، گفتند : " تا به ديدار نبينيم باور نداريم . " و صاعقه ازين سخن ايشان را هلاك كرد . قال اللّه تعالى :
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ .
« 2 » و باز به دعاى موسى خداى تعالى ايشان را زنده كرد .
و درين وقت سامرى بنى اسراييل را به گوساله پرستيدن از راه ببرد ، و خاك اثر جبرييل عليه السّلام در ميان آن گوسالهى زرّين كرد تا بانگ كرد و در حركات آمد . و گفت :
" هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى . "
« 3 » و هيچ سخن هرون نشنيدند . چون موسى بازآمد - و خداى تعالى او را خود خبر داده بود - همه قوم را گوسالهپرست و كافر ديد . با هرون تندى كرد و الواح توريت بينداخت ، و هرون عذر خويش و سخن سامرى
هامش
( 1 )Sure 7 , Teil von Vers 133 .( 2 )Sure 2 , Teil von Vers 55 .( 3 )Sure 20 , Teile von Vers 88 .