تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
جلّ و علا :
وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ .
« 1 » و بدان چشمه اندر بسيارى شفا باشد خداوندان علّتها را . و چون عمر ايّوب نود سال گشت - و بيرون از تاريخ دويست سال گفته است - بمرد . و يكى را وصىّ كرد از فرزندان ، نامش موصل . و به روايتى ديگر ذو الكفل گويد ، و به ديگر نسخه ذى الكفل بعد ازين بود . و از فرزندان عيص بن اسحق بعد از ايّوب كس پيغامبرى نيافت ؛ ديگران پادشاهى يافتند و عابدى .

شعيب النّبى عليه السّلام

پسر مشعون بن عنقا بن مدين * بن ابرهيم الخليل عليه السّلام بود . خداوند تعالى او را به مدين فرستاد به پيغامبرى از شام ؛ و آنجا بيشه و درختان بود . و خداوند تعالى مىگويد :
كَذَّبَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ .
« 2 » و شعيب سخن به تازى گفت ، سخت عظيم نيكو و فصيح . و پيغامبر ما صلّى اللّه عليه و سلّم او را خطيب پيغامبران خواند از بس سخنان بليغ و موعظت كه قوم خويش را گفتى در تعبّد ايزد تعالى و ترك عبادت اصنام و پيمانه راست داشتن و ترازو . و آيتهاى بسيار در قرآن بدان ناطق است . و تا عهد موسى عليه السّلام بماند و زيادتتر . عمر او سخت عظيم دراز گويند - و اللّه أعلم .

موسى النّبى عليه السّلام

از گاه يوسف و پيش از او فراعنه بودند به مصر ، و همىرسيد تا به وليد بن مصعب كه فرعون موسى بود . و هرچه در مصر از عمالقه بودند ايشان را قبطيان خواندند ، و ديگران كه فرزندان يعقوب بودند بنى اسراييل . پس چون فرعون مغرور گشت و گفت :
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى .
« 3 » خداى تعالى موسى را سوى او فرستاد ، بعد ازان كه منجّمان او را از كار موسى خبر دادند ، و فرزندان بنى اسراييل را همىكشت . و مادرش موسى را به الهام ايزدى او را * در تابوت كرد و از بيم فرعون در آب نيل افكند . و ايزد تعالى او را به دست فرعون و آيسيه * ، زنش ، افكند . و بر وى مهربان
هامش
( 1 )Sure 38 , Teil von Vers 44 .( 2 )Sure 26 , Vers 176 .( 3 )Sure 79 , Vers 24 .
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 156 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر