تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
او را پيش اسحق دفن كردند . و چنين روايت است كه چون يعقوب در مصر رفت ، هفتاد تن از اهل بيت با وى بودند . و بعد ازان به روزگار موسى عليه السّلام كه بنى اسراييل را از اهل يعقوب از شهر بيرون آورد ، هزارهزار و هفتصد هزار بودند ، از بركت ابراهيم و ذرّيّت او عليهما السّلام . و بعد ازان چون يوسف را عليه السّلام صد و بيست سال تمام گشت وفات رسيدش . و او را دو پسر بود ، يكى را نام إفراييم و ديگرى را ميسا * ، و گفت : " مرا به مصر در گور كنيد ، كه بعد از من پيغامبرى از نسل پدرم بيرون آيد و مرا سوى پدران برد . " پس ميان رود نيل او را دفن كردند ، تا از هر دو جانب غلّه‌ها خشك نگردد ، كه اگر از نيمه‌يى دفنش مىكردند آن نيمه‌ى ديگر خشك مىشد . چنان كه خوانده‌ام نوشتم - و اللّه أعلم .

ايّوب النّبى عليه السّلام

پسر راح بن اموص بن اليفرد بن عيص بن اسحق * بود ، و زنش رحمه بنت إفراييم بن يوسف بود . و خداى عزّ و جلّ او را به پيغامبرى فرستاد به رستاق ثنيه * ميان دمشق و رمله . و سخت عظيم پارسا و عابد بود . ابليس لعنه اللّه گفت : " اين عبادت از بهر خواسته و فرزندان مىكند . " خداى تعالى گفت : " ترا بر همه مسلّط بكردم . " و ايّوب را اندران بلا گرفتار كرد ، و زن و خواسته و فرزندان همه برفت . و هفت سال دران رنج تن بماند ، كه هيچ تنگ‌دلى نكرد و صابر بود ، چنان كه خداوند تعالى گفته است :
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ .
« 1 » پس ايّوب خداى را بخواند و گفت :
" مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ .
« 2 » خداى تعالى اجابت كرد و بلا از ايّوب برگرفت ، چنان كه گويد :
فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ .
« 3 » و آنجا كه آن چشمه‌ى آب پيدا گشت ، ايّوب غسل كرد و شفا يافت ازان ريشها و كرمان . و آن هنوز بجايست ، و آن را قريه‌ى ايّوب خوانند . و خداوند تعالى همه مال و نعمت به دو بازداد و رحمه را از جهت سوگند و سخن ابليس خداى تعالى بفرمود تا او را به چوبهاى خرد درهم بسته بزدند هر صد ، تا درد نيابد . و سوگند ايّوب راست گردد ، چنان كه گفت
هامش
( 1 )Sure 38 , Teil von Vers 44 .( 2 )Sure 21 , Teil von Vers 83 .( 3 )Sure 21 , Teil von Vers 84 .