تعالى بريشان گماشته بود . و لقمن بن عاد ازين سهگانه ، بود ، لقمن بن لقيم نيز روايتست ، و او يهود مؤمن بود و از خداى تعالى عمر خواست ، چندانكه هفت كركس را . پس آواز آمد كه هم ببايد مردن و حاجتش روا گشت و كركس پانصد سال بماند . و اينست صاحب لبد ، و ذكرش گفته شده است . و پسر شدّاد ، مرثد ، مؤمن بود به هود عليه السّلام .
و عمر هود صد و پنجاه سال بود . و صالح بعد هود ، گويد به صد و پنجاه سال بود به قوم ثمود آمد . و بيرون از تاريخ پدر هود ، شالخ ، را چهارصد و سى و سه سال عمر گويد ؛ و پدر شالخ ، ارفخشد ، را چهارصد و شصت و پنج سال عمر بود . و پدرش ، سام بن نوح ، را پانصد و نود سال . و دران تاريخ دور زحل بود .
آفرينش و عمر و سيرت خلاف اين روزگار بوده است .
صالح النّبى عليه السّلام
عاد و ثمود به زمين حجر و باديه - چنان كه ياد كردهايم - بودندى ، و در كوه خانهها كنده بودند و بتپرستيدندى . پس خداى تعالى صالح پيغامبر را عليه السّلام بديشان فرستاد . و كس نگرويدند تا معجزهيى خواستند كه از سنگ ناقه با بچّه بيرون آيد . صالح دعا كرد ، و سنگ به فرمان حقّ تعالى شكافته شد و ناقه با بچّه بيرون آمد . ايشان منكر شدند و گفتند : " سحرست . " و سى سال آن ناقه در ميان ايشان بماند ، تا بر آخر قصّه ناقه را بكشتند . و خداى عزّ و جلّ ايشان را هلاك كرد ، قوله تعالى :
وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ .
« 1 » و صالح پيغامبر با مؤمنان مىبود تا آخر عهد - و اللّه أعلم .
ابراهيم النّبى عليه السّلام
نمرود بن كنعان بن كوش با پدر ابراهيم از زمين بابل بودند . و در نسب نمرود بسيار گونه روايتهاست ، امّا اين درستتر است كه گفته شد ، و موافق است با ذكر آنچه در ميانهى كتاب ياد كردهايم در اخبار كوش پيلدندان . و از ملكان بتپرست ستمكارهتر و سختتر ، اندر تعبّد صنم ، از نمرود كس نبوده است . و اوّل بتپرستى از روزگار طهمورث بود . و چون كسى به مردى ، مثال او از چوب بتراشيدندى و ايشان
هامش
( 1 )Sure 11 , Teil von Vers 94 .