يكديگر را آواز دادن ياهيّا . و اندر توريت اين نام روشن است اهياشراهيا . چون نوح از كشتى بيرون آمد ، نخستين عمارتى كه بر زمين كرد ديهى بود كه آن را سوق الثّمانين * خوانند ، نزديك كوه جودى ؛ و همه هشتاد تن بودند . و ديگر عمارت چنين روايت كنند كه نوح پيغامبر شهرى را بنا نهاد به نام خويش نوحاوند ؛ و ان نهاوند است . و همه را نسل بدين چهل باز شود ، هرچه در عالماند . پس هرچه پيغامبران و پادشاهان و كسانىاند كه خداى تعالى ايشان را به كرامت ارزانى داشت ، بدين زمين اندر ، از فرزندان سام بن نوحاند . و چنان كه شرح دادهايم سقلاب و روس و برطاس و ترك و ياجوج و ماجوج از فرزندان يافثاند ؛ و زنگ و سياهپوستان و هرچه ايشان را بدين صفت آفريده است از فرزندان حاماند . و اين از جهت آن بود كه نوح عليه السّلام خفته بود ، عورتش را باد از جامه پديد آورد ، حام و يافث بر وى بگذشتند ، بخنديدند ، و سام او را بازپوشيد . چون نوح بدانست سام را دعا كرد و ايشان را بنكوهيد و بنفريد . و از بعد طوفان سيصد سال بزيست .
و بيرون از تاريخ جرير خواندهام كه نوح را هزار و چهارصد و پنجاه سال عمر بود . و متوشلح بن ادريس را نهصد و نود و نه سال عمر بود . و پدر * متوشلح ، لمك ، را نهصد و چهل و هشت سال عمر بود . و پس از بعد نوح در تاريخ چنانست كه به هزار سال ضحّاك بود ، و جمشيد هم از نبيرگان سام ، و از پس ضحّاك افريدون . پس گويند ملك ازيشان برفت و به كوش افتاد ، پدر كنعان از فرزندان حام بن نوح . و از پس نمرود بن كنعان بود تا منوچهر برخاست . و توان بودن كه در مغرب و شام و آن حدود چنين بوده است ، و اين موافقست با سلطنت و عصيان كوش پيلدندان در مغرب . بدين وقت زمين ايران نه بس مدّت خالى گويند از ملوك عجم - و اللّه تعالى أعلم بتحقيقه .
هود النّبى عليه السّلام
جماعت عاديان را خود شرح دادهايم ، و خلقت ايشان بدان عظيمى و قوّت تا آن حدّ داشتند كه چون پاى بر زمين سخت زدندى تا ساق و زانو فروبردندى ، و اگر خود سنگ خارا بودى . پس خداوند تعالى هود ، كه ابن عمّ ايشان بود ، به پيغامبرى سوى قوم عاد فرستاد تا نعمتهاى ايزدى بريشان ياد كرد ، و ايشان را به خداى خواند ؛ و به بهشت اوميد داد . شدّاد گفت : " بهشت چه باشد ؟ " هود پيغامبر صفت