آيين پيغمبرى داشتند و به حكم كتاب الهى كار كردندى . و چون ادريس به پيغامبرى بيامد ، آن پادشاهى از اولاد شيث بشد و با اولاد آدم افتاد ، و از اولاد آدم هنوز كيومرث مانده بود و عمرى گذرانيده و او به اتفاق جمهور اولاد آدم به پادشاهى مقرّر شد .
او رسوم پادشاهى و اركان مملكت را مشيّد و مؤكّد گردانيد ، و مراتب بنى آدم مميّز كرد ، و هر صنفى را در مرتبهء فراخور آن طايفه بداشت ، و سپاه و رعيّت را از هم جدا كرد ، و قانون سياست و قاعدهء داد او نهاد . و او را پسرى آمد نام او سيامك . و گويند آن زمان ديوان در ميانهء آدمى ظاهر بودند و كيومرث ، سيامك را به جنگ ديوان فرستاد و ديوان او را بكشتند . كيومرث به داغ فراق پسر بسوخت . و اين سيامك را پسرى بود نام او هوشنگ ، كيومرث او را وليعهدى داد .
و چون از پادشاهى كيومرث سى سال بگذشت راه عقبى گرفت . « 1 » و اللّه اعلم .
2 . هوشنگ بن سيامك - و بعد از كيومرث هيچ پادشاه بزرگتر و خردمندتر از او نبود و داد و عدل كرد و خداى پرستيد . و چون در روزگار او پيغمبر نبود ، راغب دين پيغمبران پيشين بشد ، و او خود علم و حكمت بسيار داشت « 2 » و او را به لقب « پيشداد » گفتندى از آنكه آغاز داد او نهاد . و در روزگار او ديوان پنهان شدند . و گويند نخستين كسى كه درخت ببريد و تخته كرد او بود ، و اجسام سبعه مثل زر و نقره و آهن و مس همه او از كان بيرون آورد ، و بنياد كاريز و كهن « 3 » او نهاد ، و در عمارت ، مردمان را تحريض داد ، و پلاس و فرش كه بر آن نشينند او كرد ، و مويها كه در زمستان پوشند ؛ مثل پوستين روباه و سمور و سنجاب ، او آغاز نهاد ، و دبّاغت او ساخت ، و آغاز شهر و بازار و خانه و مسكن او نهاد ، و شهر رى گويند او بنا نهاد .
عمرش چهارصد سال بود ، ملك به پسر داد و برفت .
هامش
( 1 ) . از سخنان كيومرث است كه : « كلّ عمل محتاج الى التّجارب و كلّ قرابة محتاج الى المؤدا و كلّ امر محتاج الى الفرصة » ، و نيز : « ارحموا صغاركم و قرّوا كباركم ففى ذلك صلاح دينكم و دنياكم » ( مآثر الملوك ، ص 22 ) .
( 2 ) . در علم حكمت عملى نسخهاى تأليف كرده آن را به « جاودان خرد » موسوم گرداند و حسن بن سهل وزير در زمان مأمون از آن كتاب چند فصل انتخاب نموده آن را به عربى ترجمه كرد ( مآثر الملوك ، ص 22 ، تاريخ بناكتى ، ص 28 ) .
( 3 ) . كهن : قنات و امروز نيز در كرمان به همين معنى متداول است ( لغتنامهء دهخدا ) .