حسب تخمين سه كروه مسافت است جهت بناى شهر دينپناه تعين پذيرفت و در اواسط محرم الحرام سنة اربعين و تسع مائه ( 940 ) در ساعتى كه حكماى دقيقهشناس و دقيقهشناسان حكمت اقتباس اختيار نمودند مشايخ عظام و سادات ذوى الاحترام و زمرهء علما و ائمهء دهلى به ملازمت پادشاه بحر مكرمت شتافته و به نيت اتمام آن بناى سعادت فرجام و استحكام اساس دولت پادشاه عالىمقام ، فاتحهء فايحه بر زبان رانده نخست آن حضرت بهدست حقپرست ، خشت بر زمين نهاد و آن زمرهء كريمه در آن محل هريك سنگى بهدست گرفته به مرتبهاى ازدحام نمودند كه ملازمان مواكب كواكب مراتب و استادان بنّا و مزدوران توانا را مجال سنگ كشيدن و گل آوردن نماند . و هم در آن روز در قصر خاصهء پادشاهى آغاز كار كرده شد و ظاهرا تا اكنون كه اواخر شوال سنهء مذكوره است فصيل و باره و سور و دروازهء شهر دينپناه نزديك بهاتمام رسيده و خرد و بزرگ و تاجيك و ترك را به اختتام تمام ابنيهء رفيعهء آن بلدهء منيعه اميدوارى حاصل گرديده . رجاء واثق و وثوق صادق كه همواره توفيقات الهى و تأييدات نامتناهى شامل حال حضرت پادشاهى باشد تا در آن بلدهء فرخنده و ساير عمارات عاليات بر مسند جاه و جلال و تخت سلطنت و استقلال تمكن نموده به اشاعهء عدل و رعيتپرورى پردازد و به تشييد اساس انصاف و مرحمتگسترى اقدام فرموده ملتمسات خواص و عوام بر طبق مرام به اجابت مقرون سازد .
بيت
سايهء عالمپناهش تا ابد پاينده باد * آفتاب عز و جاهش جاودان تابنده باد
قطعهاى كه جناب امير الظرفائى مولانا شهاب الدين احمد معمائى در بيان تاريخ مذكور در سلك نظم انتظام دادهاند اين است كه سمت تحرير مىيابد .
قطعه
داور دوران ، پناه ملك و دين * خسرو عادل همايونپادشاه
كرد اين شهر معظم را بنا * تا كنندش اهل دين آرامگاه
سال تاريخ بنايش نزد عقل * هست « شهر پادشاه دينپناه »
- 940 بندهء درگاه را در روز اشتغال بدان بنا اين رباعى به خاطر فاتر رسيده بود كه :
چون خسرو غازى لقب پاكسرشت * بنياد نهاد طرفه شهرى چو بهشت
بر صفحهء مهر خامهء تير دبير * « بنياد بناى خير » تاريخ نوشت
- 940