فضايش مبرا ز گرد و غبار * حريمش معرا ز خاشاك و خس
زلالش به آب خضر همنشين * هوايش به روح القدس همنفس
چراغش ز نور قدم مستنير * فروغش ز شمع ازل مقتبس
بجز بوسه دادن به خاك درش * ندارند كروبيان ملتمس
درو هركه ره يافت با خويش گفت * بهشت مخلد همين است و بس
خرد بهر سال بنايش نوشت * « نديده چنين خانهاى هيچكس »
- 940
ديگر از جملهء عمارات مخترعهء حضرت پادشاهى كوشكى است در قلعهء دار الخلافت آگره بر سطح منزلى كه در سوابق ايام ، خزانهء حكام هند بوده بنا نمودهاند . و آن قصر مشتمل است بر حجرات و ايوانها و در رفعت به مرتبهاى است كه هركس بر بامش نشيند خود را با ساكنان سدره همنشين بيند و به دست آرزو از خوشهء سنبله و خرمن ماه ، دانه چيند .
بيت
از بلنديش هست در تشوير * قبهء نه سپهر و قصر سدير
آب جون تا سه چهار كروه « 1 » از آن عمارت بهنظر درمىآيد و صفا و لطافت آن ، ابواب فرح بر خواطر مىگشايد .
قطعه
عين تسنيم است آبش يا زلال سلسبيل * عرصهء چرخ است صحنش يا بهشت جاودان
آب و باد اوست چون باد مسيح و آب خضر * باد جان بخشش چو جان و آب دلجويش روان
و از آن جمله عمارتى است كه در حصار گواليار كه از بدايع صنايع آفريدگار است از سنگ تراشيده صفت رفعت گرفته و اطراف و جوانب آن به اصناف زيب و زينت ، سمت لطافت پذيرفته .
قطعه
اوجش فلكى است كز بلندى * معيار عيار آسمان است
در حافظه از خيال نقشش * بشكفته هزار بوستان است
هامش
( 1 ) . كروه واحد مسافت است به اندازهء ثلث فرسنگ و در هندوستان برابر با دو ميل انگليسى .