بيت
اين منظرى كه رشك سپهر مدور است * از فرش مرتفع شده با عرش همبر است
چون سرو سركشيده ستونهاش هر طرف * گويا درخت سدره و طوبى مكرر است
وضعش مسدس آمد و از فيض لم يزل * از شش جهت به دولت و اقبال درخور است
ثابت قدم چو كوه بود ليك وقت كوچ * نقلش به هر ديار كه خواهى ميسر است
هر جانبش به رنگ دگر جلوه مىكند * اين رنگ اختراع در آفاق كمتر است
سقفش كه زيب ديد ز اجناس روزگار * بر فرق پادشاه جهان سايهگستر است
خاقان كامياب همايون كه از شرف * خاك درش چو آب خضر روحپرور است
شاه فلك جناب كه در جنب همتش * نه گنبد سپهر سراى محقر است
و از آن جمله ديگر خرگاهى است كه به عدد بروج سپهر محتوى بر دوازده برج است و آن بروج از پنجرههائى كه انوار كواكب دولت از ثقبهاى آن تابان است تركيب يافته ، و فروغ حسن ترتيب و تركيب آن بر صحايف احوال كائنات تافته .
ز روزنهاش نور بخت تابان * ز درها قاصد دولت شتابان
و خرگاهى ديگر مانند فلك الافلاك كه محيط فلك ثوابت است جميع جوانب اين خرگاه را احاطه نموده چنانچه پوشش بر آن وقوع مىيابد ، و همچنان كه فلك اطلس از نقوش ثوابت و سيار مبراست اين خرگاه نيز از پنجره و قنات « 1 » معراست . و هرگاه مىخواهند خرگاه محيط و محاط را بهسان اجزاى قصر روان از هم مىگشايند و از منزلى به منزلى نقل مىنمايند . و اين خرگاه پرنيرنگ نيز به چند رنگ ملون گشته . و تختى بلند
هامش
( 1 ) . قنات به معنى پردهء كرباس است كه قائممقام ديوار باشد ( غياث اللغات ) .