تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مىگردد نقاره‌چيان از آواز نقارهء شاديانه طوايف انسان را متنبه مىسازند تا بىشائبهء تأخير به ملازمت شتابند و در وقتى كه از ديوان برمىخيزند توپچيان به صداى توفك « 1 » خلايق را متفرق مىسازند . ديگر آن كه در آن روز كيركيراقچيان « 2 » چند دست سر و پاى نفيس و خزانه‌چيان چند بدره سره نزديك به بارگاه عالم‌پناه مىآورند تا هركس را به انعام زر و جامه بنوازند بىشائبهء انتظار وصول يابد . ديگر آن‌كه در آن روز چند كس از ملازمان بهرام صولت ، جوشن در برافكنده و حسام خون‌آشام بر دست گرفته نزديك به بارگاه مىايستند تا اگر گناهكارى مقهور . . . به سزايش رسانند . اما روز دو شنبه و چهار شنبه را روز مراد خوانند و در آن دو روز بعضى از ندما و خواص و جمعى از اهل مراد و اختصاص را به مجلس فردوس‌صفت طلبيده به منتهاى مرادات مىرسانند . و نكته در خصوصيت اين دو روز با اهل مراد آن‌كه روز دوشنبه تعلق به قمر دارد و چهار شنبه به عطارد ، پس لايق مىنمايد كه در اين دو روز با جوانان قمر پيكر صحبت داشته به امتزاج نغمات و الحان ساز و آواز ، ازدياد زيب و زينت بخشند . اما روز جمعه بر طبق نام خويش ، جامع امور مذكوره گشته و مجلس آن روز به مقتضاى اقتضاى وقت از هم گذشته . ديگر از جملهء مخترعات حضرت اعلى آن‌كه سه تير مطلا كه كنايت است از سهم السعادة و سهم الدولة و سهم المراد ساخته شده و هريك از سهام ثلاثه به هريك از اركان دولت راسخة البيان و غير ايشان تعلق مىگيرد ، مهمات آن سركار به حسن اهتمام او صفت سرانجام مىپذيرد ، مقرر آن كه مادام كه صاحب هريك از آن سهام در تمشيت امورى كه متعلق به آن سهم است بر وجهى لوازم اجتهاد مرعى دارد كه مستلزم رضاى
هامش
( 1 ) . توفك در خيال اين فقير مىآيد كه اين در اصل توپك بود به معنى توپ خرد ، حرف پ را به فاء تبديل كردند چنانچه در لفظ فغفور كه در اصل « بغپور » است به معنى پسر خدا . در اكبرنامه ( ج 1 ، ص 358 ) مرقوم است كه : « هرگاه از ديوان برمىخاستند توپچيان به صداى بندوق ، خلايق را آگاه مىگردانيدند » ( م ) . ( 2 ) . كيركيراقچيان به معنى محافظان توشه‌خانه است و در اكبرنامه ( ج 1 ، ص 358 ) « كركيراقچيان » نوشته ( م ) .
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 266 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )