مثنوى
سعادت به بخشايش داور است * نه در جنگ بازوى زورآور است
چو خواهى كه گردى به دولت قرين * هميشه به اهل سعادت نشين
و ارباب حسن و ملاحت و جوانان صاحب صباحت و سازندگان نغمهپرداز و خوانندگان خوشآواز را « اهل مراد » نام نهادند زيرا كه اكثر افراد انسانى را ملاقات جوانان ساده عذار و گلعذاران نغز گفتار ، مراد است و مطلوب و استماع [ نغمه ] و سرود و استمتاع از آواز چنگ و قانون و عود ، مقصود است و مرغوب .
مثنوى
مراد خاطر اميدواران * نباشد جز وصال گلعذاران
كسى كو مايل آواز و ساز است * به روى او در اقبال باز است
و بر اين قياس ، اين پادشاه خرد اقتباس به قسمت ايام هفته پرداختند و هر روزى را به يكى از اهالى دولت و سعادت و مراد منسوب ساختند بر اين موجب كه روز شنبه و پنجشنبه به اهل سعادت و ملاقات با ناظمان مناظم علم و عبادت تعلق مىدارد و در آن دو روز آن زمرهء كريمه را به سبب ادراك شرف صحبت جنترتبت ، درخت اميد ، ميوهء سعادتجاويد بار مىآرد . و جهت اختصاص اين دو روز به اهل سعادت آن كه شنبه منسوب است به زحل و زحل ، مربى مشايخ واجب التعظيم و ارباب خاندانهاى قديم ، و پنجشنبه متعلق است به مشترى ، و مشترى كوكب سادات و علماء و ناهجان مناهج شريعت غراء . و روز يكشنبه و سه شنبه به اهل دولت و سرانجام مهام سلطانى و انتظام امور جهانبانى سمت اختصاص گرفته و در اين دو روز به سبب نشستن پادشاه دشمنسوز در ديوان ، خواص و عوام را دولت ملازمت ، صفت تيسير پذيرفته . و حكمت در تعيين اين دو روز جهت نشستن در ديوان و اجراى حكم و فرمان آنكه روز يكشنبه متعلق به آفتاب است و آفتاب به مقتضاى مشيت رب الارباب منسوب به حكام و سلاطين ، و سه شنبه متعلق به مريخ است و مريخ مربى اتراك جلادت آئين . و از اين مقدمه كالشمس فى رابعها النهار ظاهر و آشكارا مىگردد كه در اين دو روز در ديوانخانه تخت حكومت را به وجود فايض الجود مشرف ساختن و به امر سلطنت و فرمانفرمائى پرداختن از ساير ايام مناسبتر است .
و از مخترعاتى كه در روزهاى ديوان به فرمان اين مظهر عدل و احسان به وقوع مىپيوندد يكى آنكه چون سرير خلافت مصير به ذات متعالى پادشاهى زينتپذير