را كه حصول اموال و وصول اسباب شوكت و استقلال ، بىاعمال راى ملكآراى و اصابت تدبير كفايتنماىشان صفت وجود نپذيرد به مزيد اعتبار سرافراز ساخته در علو درجهء ايشان افزود . سادات عظام و مشايخ كرام را كه ثمرات رياض ولايت و كواكب سپهر هدايتند تعظيم و تبجيل فرموده ابواب اكرام و احترام بر روى روزگار ايشان گشود ، و علماى اعلام و فضلاى ذوى الاحترام را كه به حقيقت مصابيح شبستان معرفت و مفاتيح ابواب بوستان افادتند ملحوظ عين عاطفت و مرحمت ساخته به لوازم افاده و استفاده امر نمود . قضات اسلام و مفتيان خير الانام را كه ترويج مهام شريعت بيضا به اجتهاد راى حقايقنمايشان باز بسته است در محكمهء حمايت و رعايت جاى داد ، و سجل ملتمسات آن طايفهء فرخندهصفات را به توقيع اجابت رسانيده نقد مراد در آستين تمناى ايشان نهاد . شعراء و ارباب انشاء را كه در منظوماتشان
كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ
« 1 » جهت ترصيع اكليل
حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ
« 2 » مناسب نمايد و جواهر زواهر منثورات ايشان
كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ
« 3 » گوش و گردن
وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ
« 4 » را بيارايد به انصاف لطف و كرم ممتاز و مستثنى ساخت و خواطر آن زمرهء واجب الاعزاز را به ايثار دينار و درم ، مسرور و خرم كرده كما ينبغى بر ايشان پرداخت . دهاقين و مزارعان را كه نظام حال عالم و عالميان به انتظام مهام ايشان متعلق است در ظلال عدل و احسان ، آسوده و مطمئن داشت و از رشحات سحاب مكارم و عواطف ، شجرهء اميد آن طايفه را بارور ساخته تخم الطاف و مراحم در زمين دل ايشان كاشت . تجار بحار و امصار را كه در بحر طلب و باديهء تعب در بلاد عجم و عرب ، طريق ساحت و سياحت مىپيمايند عزيز و گرامى گردانيده نواختى به واجبى كرد و از تمغا « 5 » و باج چيزى بديشان بخشيده شرايط مهمسازى و لوازم غريبنوازى بهجاى آورد . محترفات و اهل اسواق را كه متحملان انواع مشاق و متكفلان امور مالايطاقند از تحميلات و اخراجات معاف داشت و مقرريات ايشان را حسب المقدور قرار داده در جميع امور ، رايات رعيتپرورى برافراشت .
هامش
( 1 ) . سورهء رحمن ، آيهء 58 .
( 2 ) . سورهء رحمن ، آيهء 72 .
( 3 ) . سورهء واقعه ، آيهء 22 .
( 4 ) . سورهء واقعه ، آيهء 17 و نيز سورهء انسان ، آيهء 19 .
( 5 ) . تمغا باجى است كه بر درهاى بلاد و معابر بحار از تجار گيرند ( آنندراج ) .